ماه رمضان فقط موسم امساک از نان و آب نیست؛ مدرسه‌ای است برای خودسازی. اگرچه تن با روزه رام می‌شود، اما مقصد نهایی این سلوک، جانِ آدمی است. آدمی بیش از آن‌که به جسم بپردازد و با امساک، خود را متقی گرداند، باید به «جهانِ متفاوت» درون خویش توجه کند؛ به قلمرویی که اگر آباد شود، هیچ قدرتی توان تسخیرش را ندارد. روزه، تمرین «اختیار» است. تمرین این‌که انسان، اسیر خواهش‌ها و هیجان‌های لحظه‌ای نباشد. جانِ فربه، جانی است که مدیریت خویش را به دست دیگری نمی‌سپارد؛ نه به موج تبلیغات، نه به فشار جمع، نه به تحریک خشم و شهوت. مؤمن، کلید حل جدول شخصیت خود را به دست کسی نمی‌دهد تا از او «محلول» بسازد؛ هر روز در ظرفی بریزد و به شکلی درآورد. او خود، معمار خویش است؛ بر تراز ایمان، نه بر مدار هیاهو. در حکایتی آمده است: فردی از عارفی خواست او را موعظه کند. عارف گفت: «مرنج و مرنجان». مرد گفت: «مرنجان» را فهمیدم؛ یعنی کسی را نیازارم. اما «مرنج» یعنی چه؟ چگونه می‌توانم ناراحت نشوم وقتی بفهمم کسی غیبتم کرده یا ناسزا گفته است؟ عارف پاسخ داد: علاج آن است که خودت را «کسی» ندانی؛ اگر خودت را کسی ندانستی، دیگر نمی‌رنجی. این سخن، دعوت به تحقیر خویش نیست؛ دعوت به رهایی از «خودِ متورم» است. آن‌که خود را محور عالم می‌پندارد، از هر نسیمی می‌شکند. اما آن‌که از خود عبور کرده است، از طوفان نیز نمی‌رنجد. رمضان می‌آید تا این «خودِ کاذب» را لاغر و «جانِ حقیقی» را فربه کند. وقتی نرنجی، دست به درِ کوفتنِ شخصیت دیگری هم نمی‌بری؛ زنجیره بدی همان‌جا قطع می‌شود. پاسخ بدی را به بدی نمی‌دهی و این می‌شود نقطه پایان یک خط تاریک. از آن‌جا می‌توان خط بعدی را خوب نوشت. جامعه‌ای که افرادش در این مدرسه تربیت شوند، جامعه‌ای واکنشی نخواهد بود؛ جامعه‌ای کنشگر خواهد شد. دیگر هر سخن و رفتاری، ماشه خشم را نمی‌چکاند. هر تحریک و توهینی، میدان را از تدبیرهای مؤمنانه خالی نمی‌کند. انسانِ رمضان‌دیده، اجازه نمی‌دهد دیگران با مدیریت احساس او، راه بر عقلانیت و ایمانش ببندند. خودسازیِ رمضان یعنی همین: ساختن انسانی که درونش آن‌قدر استوار است که بیرون نتواند او را به اختیار درآورد. انسانی که «مرنج» را آموخته، «مرنجان» را نیز پاس می‌دارد. انسانی که می‌داند کرامتش وابسته به تأیید دیگران نیست و آرامشش گروگان رفتار این و آن نمی‌شود. رمضان، ماه کم‌کردن نیست؛ ماه زیادشدن است. کم‌کردن از خشم، از خودخواهی، از رنجیدن‌های پی‌درپی؛ و افزودن بر صبر، بر حلم، بر وسعت جان. اگر چنین شد، نه‌تنها فرد که جامعه نیز از مدار تکرار خطا بیرون می‌آید. آن‌گاه هر کدام از ما، به جای آن‌که «محلول» شرایط باشیم، «حلال» مسئله‌ها خواهیم شد. این، ثمره خودسازی است؛ ثمره رمضانی که جان را به تراز آزادی و بزرگی می‌رساند.

ب / شماره 5772 / یکشنبه 3 اسفند 1404 / صفحه 3

blob:https://web.eitaa.com/59520332-f9db-4192-a48f-22736572a323

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اسفند ۱۴۰۴ساعت 12:0  توسط غلامرضا بنی اسدی  |