بازار این روز ها کلمه ای است که با اضطراب همراه است. حتی اگر بدون قصد خرید هم بخواهی در آن قدم بزنی با دیدن و یا شنیدن قیمت ها دچار تنش روانی خواهید شد. دیگر خرید هیچ سویه ای از تفریح ندارد و بازارگردی هم نمی تواند در فهرست قدم زدن های دو نفره باشد. « استرس-زار» است نه بازار. یک تصویرش را بنده خدایی چنین روایت می کرد؛ می خواست ابزار را به« نرخ روز» بفروشد اما دست و دلش با هم می لرزید. با این که به لحظه، قیمت ها را چک می کرد، می گفت نمی دانم می توانم جایش را پر کنم یانه؟ این حکایت بازار امروز ماست. نه فقط در بازار لوازم یدکی خودرو یا خود خودرو که با افزایش ۷۵تا ۱۱۰ درصدی خود حکایتی جداگانه دارد. که «هر کجا که روی آسمان همین رنگ است.» لوازم خانگی هم بخری همین است و خانه را هم که بخواهی بخری- البته اگر بتوانی- باز همین قصه تکرار می شود. تازه می شوی یکی از جماعتِ« ملیاردر های فقیر» که خانه دارنداما هزینه ایزوگامش را نمی توانند جور کنند! قصه خانه البته امسال یک تغییر اساسی هم داشته است در نظام ارزش گذاری برای زندگی. پیشتر ها مردم برای خرید خانه، طلاهایشان را می فروختند اما الان باید خانه ها و حتی فرش زیر پایشان را بفروشند و طلا بخرند تا سرمایه شان حفظ شود. قصه بر عکس شده است. کم نشنیدم این روز ها از زبان مردم که اگر نصف طلاهایی که برای خانه فروختم را نگه می داشتم الان می توانستم خانه ای دوبرابر بخرم با پول همان نصف طلاها. فکر کنم ایلان ماسک هم اگر وضعیت بازار ما را بررسی کند، خودش و دیگر چهره های موفق اقتصادی به اضافه انواع و اقسام هوش های مصنوعی، یک جا هنگ می کنند و از هوش می روند! الگوریتم ها کم می آورند در برابر ریتم تند کاهش ارزش پول ملی و افزایش قیمت ها. فکر نمی کنم در بازار ایران کسی با برنامه و هوش بتواند به جایی برسد. اتفاقات است که یا «کاخ» می بخشد یا خاکستر نشینِ«کوخ» می کند. کسی نمی تواند وضعیت خویش را به حساب برنامه ریزی بگذارد. اصلا کسی نمی تواند بگوید من در فردا کجا خواهم بود و چه وضعیتی خواهم داشت. اتفاقات است که رقم می زند جایگاه افراد را. یک نوع قمار غیر رسمی است. کسی«تاس» نمی ریزد اما برای برخی ها «جفت شش» رقم می خورد و بسیاری هم بازندگان بی گناه و تقصیر و حتی بدون قصور ماجرایند. این قصه فقط در اقتصاد، قاب نمی شود که قلب زندگی را می فشارد. نظامات زندگی ساز مختل می شوند. تا برای این قصه پر غصه تدبیری نکنیم، هیچ مشوقی کسی را به برنامه هایی چون ازدواج و فرزند آوری تشویق نخواهد کرد. حتی سه برابر شدن یارانه فرزندان خانواده های دهک های یکم تا چهارم هم چاره کار نیست. ثبات در بازار است که اثبات می کند باید ساختار زندگی را توسعه داد. باید جمعیت خانوار را اضافه کرد. باید....

ب / شماره 5772 / یکشنبه 3 اسفند 1404 / صفحه 4

blob:https://web.eitaa.com/59520332-f9db-4192-a48f-22736572a323

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اسفند ۱۴۰۴ساعت 11:58  توسط غلامرضا بنی اسدی  |