|
اینکه بگوییم وضعیت اینترنت خوب نیست، دیگر حتی گزارهای انتقادی هم محسوب نمیشود؛ بدیهی است. مسئله امروز این است که اینترنت نهتنها خوب نیست، بلکه بهطرز نگرانکنندهای بد است؛ هم از حیث کیفیت و پایداری، و هم از منظر پیامدهای عمیقتری که در لایههای فرهنگی، اقتصادی و حتی امنیتی جامعه بر جای میگذارد. خبر رسمی میگوید تقاضای ایرانیها برای فیلترشکن خیلی افزایش یافته؛ یعنی نزدیک به هفت برابر. با بازگشت نسبی اینترنت نیز جستوجو برای پروکسی هشت برابر شده است. این آمارها فقط عدد نیستند؛ اینها نشانهاند. نشانهی شکافی عمیق میان سیاست رسمی و زیست واقعی مردم. مسئولان وزارت ارتباطات، از وزیر تا معاونان، ناپایداری اینترنت را تأیید میکنند، اما در عین حال یا از «تغییر معماری فیلترینگ» اظهار بیاطلاعی میکنند یا آن را تکذیب. با این حال، واقعیت شبکه چیز دیگری میگوید: محدودیت پهنای باند، کنترل ترافیک و انسدادهای نامرئی همچنان پابرجاست. نتیجه؟ اینترنتی که معلوم نیست چه زمانی حتی به وضعیت قبل از ۱۸ دی بازمیگردد؛ همان وضعیتی که ایران را در رتبه دوم و سوم محدودترین و بیکیفیتترین اینترنت میان صد کشور قرار داده بود. یعنی ما حتی برای رسیدن به یک وضعیت «بدِ تثبیتشده» هم در بلاتکلیفی ماندهایم. اما فرامتن این خبر، هولناکتر از متن آن است. وقتی اکثریت کاربران ناچار به استفاده از فیلترشکن میشوند، پرسش اصلی دیگر سرعت و پینگ نیست؛ مسئله امنیت است. اگر این فیلترشکنها آلوده باشند ــ که بخش قابلتوجهی از آنها هستند ــ نهتنها سلامت فردی، اقتصادی و فرهنگی کاربران تهدید میشود، بلکه امنیت ملی نیز در معرض خطر قرار میگیرد. دادهها، ارتباطات، عادتهای رفتاری و حتی زیرساخت اعتماد عمومی، همگی در اختیار شبکهای نامعلوم و بیپاسخگو قرار میگیرند. آیا این هزینه، آگاهانه پذیرفته شده است؟ نکته تلختر آنجاست که تجربه جمعی نشان داده مردم از دیوار فیلترینگ عبور میکنند؛ به هر شکل و به هر قیمت. این یعنی فیلترینگ در عین آنکه هست، نیست. اما این «نیست» شدن، به حساب ما نوشته میشود. ما عملاً برای چیزی هزینه میدهیم که کار نمیکند، اعتبار میسوزاند و پیامدهایش چندلایه و بلندمدت است. در این میان، وعدهای هم داده شد. بعد از آرامش نسبی جامعه، قرار بود فیلتر رفع شود. اما همان دری که نیمهباز شد، دوباره بسته شد. این باز و بسته شدنها، بیش از آنکه سیاستگذاری باشد، فرسایش اعتماد است. فرسایشی آرام، اما مداوم. حالا پرسش ساده است، اما پاسخگریز آیا وقت آن نرسیده جلوی این هرزرفتِ اعتبار، امنیت و سرمایه اجتماعی گرفته شود؟ آیا نمیشود پذیرفت سیاستی که عملاً دور زده میشود، نه اقتدار میآورد و نه کنترل، بلکه فقط هزینه تولید میکند باید مورد بازنگری قرار گیرد؟ بدانیم که اینترنت، دیگر یک ابزار لوکس یا سرگرمی نیست؛ بستر زندگی است. وقتی این بستر ناامن، ناپایدار و متناقض اداره شود، پیامدهایش فقط فنی نیست به روان و فرهنگ و اقتصاد و ... هم آسیب می زند. باید با مدیریت صحیح آسیب ها را کاست و فرصت ها را افزود.....
ب / شماره 5769 / سه شنبه 28 بهمن 1404 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14041128.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۴ساعت 11:28  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|