|
سئوال اگر بی جواب بماند، از بین نمی رود، همچنان زیست می کند و به شبکه ای از پرسش های بی جواب تبدیل می شود. اگر اول نتوان یا نخواست با یک جوابِ منطقی، ماجرا را نقطه پایان گذاشت، کار به جایی می رسد که هر روز باید، به هر جواب حکایت نقطه، سرِ خط را تکرار کرد. معلوم هم نیست که چند در صد جواب ها بتواند اقناعی در پی داشته باشد. قصه همان حکایتِ سعدی است در گلستان که می گوید:" سرِ چشمه شاید گرفتن به بیل / چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل" تاکید بر پاسخگویی در بدو ماجرا هم راه را بر شبکه ای شدنِ پرسش ها می بندد و هم اجازه نمی دهد که سئوال، فرایند تبدیل به مسئله و معضل و بحران را طی کند. ما-متاسفانه- یک بی هنری تمام داریم در تبدیل مدام سئوال به بحران. باید تمام کرد این خطِ پر خطر را. یک بار هم که شده پرسش ها را زود جواب دهیم. تجربه کنیم اگر جواب نداد برگردیم به تنظیمات کارخانه و همین چرخه تکراری تولید بحران. ماجرای اخیر که خود بحرانی کلان بود – ان شاالله-به آخر رسید. باید بکوشیم که باز سر خطِ خطری دیگر و خطایی دیگر نایستیم. این کوشندگی هم به رفتار حکیمانه با ماجرا و پیامد های آن را ممکن است. با مفاهمه ملی رقم می خورد که خود پیامد گفتگوی منطقی و حق محور است. نه این که در گفتگو هم تلاش برای این باشد که به طرف بقبولانیم ما حق مطلق هستیم و اعتراض به نوع مدیریت ما باطل است. نه این گفتگو نیست باید برایش عنوانی دیگر جسنت. ما روزهای سختی را با تلخ کامی از سر گذراندیم و در این روزها فیلم سینمایی" غریب" را غریبانه مجدد دیدیم. غریبانه که می گویم ناظر به نگاه شهید محمد بروجردی است که قهرمان این فیلم است. نگاهی که اگر به رفتار دربیاید از منتهی الییه قهر به سوی آشتی، در می گشاید؛ در صحنه ای که چند نفر را برای اجرای حکم اعدام می بردند اما یکی از ماموران، لگد زد به یکی از اعدامی ها که افتاد. بروجردی همانجا برخورد کرد: "حکم این فرد چیه؟" آن که لگد زده بود گفت: اعدام. بروجردی پرسید: پس چرا لگد زدی؟ او که متوجه ماجرا نشده بود پر تعجب پرسید یعنی چه؟ بروجردی به فردی که لگد خورده بود بود گفت می توانی مثل همین لگدی که خوردی قصاص کنی. او هم لگدش را تلافی کرد و مامور بلند شد که بروجردی گفت: بازداشگاه. یعنی علاوه بر تقاص شخصی باید تنبیه سازمانی هم بشود. سپس همان مامور را در بغل گرفت تا نشکند. به او گفت:" بجنگ اما تخمِ کینه نکار!" این را امروز در فرایند برخورد با متهمان و حجتی مجرمان حوادث باید مد نظر داشته باشیم. قانون را اجرا کنیم اما نه به شیوه ای که کینه را عمیق تر و دامنگ سترده تر کند. در همین فیلم، کارکترِ شهید بروجردی می گفت: با انقلاب فکر می کردیم" زندان اوین خالی می شود اما الان جا نداریم". حالا هم جا نداریم اما جادارد حکیمانه به ماجرها نگاه کنیم. نه تخمِ کینه بکاریم و نه زندان انباشته داشته باشیم. انقلابی ترین رفتار هم همین است. برخورد و جنگ جای خود، التزام به اخلاق و مدیریت برخورد هم جای خود. کشور را به حکمت می توان ساخت. راه دیگری ندارد....
جمهوری اسلامی / شماره 13285 / دوشنبه 29 دی 1404 / صفحه 3 / خبر
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۴ساعت 13:4  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|