|
گذر سال ها هم برای آدم معنا دارد و هم رویدادها. هرچه بزرگتر باشند رویدادها معنا خوانی آن هم حساس تر است و توقعات هم رفتار حساب شده تر را اقتضا می کند. انقلاب ما هم در همین قاعده تعریف می شود. مبارک اتفاقی که وارد چهلوهشتمین سال حیات خود شد؛ سنی که دیگر نه زمان شعارهای خام است و نه مجال هیجانهای بیحساب. چهلوهشت سالگی، سن مسئولیت است. سن پاسداری از نوری که روزی «انفجار» بود و اگر مراقبش نباشیم، میتواند در هیاهوی غفلتها به خاموشی گراید. باید چهلوهشت چراغ را روشن کرد. نه برای جشن نمادین، که برای یادآوری یک حقیقت ساده و حیاتی: فوت کردن شمع، توسعه خاموشی است. انقلاب نه خود باید خاموش شود و نه اجازه دهد در خاموشی، تاریکی سفرهاش را پهن کند. انقلابی که با نور زاده شد، فقط با نور میتواند بماند. ماندن بر مدار روشنی، نه یک انتخاب احساسی، که یک ضرورت تاریخی است. و درست در همینجاست که بار مسئولیت، سنگینتر از همیشه، بر دوش انقلابیون واقعی میافتد؛ نه« غوغازیستهای خودانقلابیپندار»، نه مدعیان پرصدا و کمکار و هزینه تراش. انقلابی هزینه می پردازد حتی به جان اما هزینه نمی تراشد حتی به اندازه به زبان آوردن گمان. اولین وظیفه، انقلابی، امروز، شفافکردن مرزهاست؛ روشنکردن مرز هم و واکندن سنگها با جماعت مدعی. انقلابیبودن، کارت شناسایی نیست که هر کس به سینه بزند. انقلاب، امانت مردم است و امانتداری، حسابکشی میخواهد. بعد از آن، باید مدام نور تاباند؛ آنقدر که «تاریکخانه اشباح» در هیچ گوشه این بوم و بر شکل نگیرد. تاریکی، محصول بینظارتی است و فساد، فرزند سکوت. دریغا که هم شاهد بی نظارتی هستیم و هم سکوت آن هم گاه از نوع مارپیچش! یقه بدرفتاران و بدکرداران باید چنان گرفته شود که بدی، صرفه نداشته باشد. کسی نتواند با اختلاس، به اخلاق ملت و اخلاص انقلاب شلیک کند. کسی نتواند با اشغال ناحق جایگاهها، به باطلترین شکل، پا روی حق مردم بگذارد. حداقلهای صیانت از یک انقلاب زنده این یقه گیری را اقتضا می کند. وظیفه انقلابیون، غبارتکانی از انقلاب است؛ عقبراندن نااهلان از جایگاهها و گرانیگاهها. سلامتسازی جامعه از ویروسهای بیماریآفرین؛ همانها که آرام و بیصدا، اعتماد را میفرسایند و امید را تبدار میکنند. باید تریبونهای نفرتپراکن، وحدتستیز، دشمنشادکن و هزینهساز خاموش شوند تا چراغ مهربانی و عقلانیت، شعاع بگیرد و راه را نشان دهد. بله، انقلابیون واقعی خیلی کار دارند. بارِ زیادی بر زمین مانده است. اگر کوتاه بیایند، بلند خواهند گرفت کار را آنان که با درازدستی خود، دست مردم را—که صاحبان اصلی انقلاباند—کوتاه میکنند. چهلوهشتسالگی انقلاب، وقت روشنکردن چراغهاست؛ همه چراغها. چون فقط در روشنایی است که هم راه دیده میشود، هم راهزن. تکلیف هم در برابر هر دو روشن است؛ راه رفتن و راه بستن!.... ب / شماره 5766 / شنبه 25 بهمن 1404 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14041125.pdf
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴ساعت 11:33  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|