|
از فردا، انقلاب وارد چهلوهشتمین سال زندگی خود میشود؛ عددی که اگر فقط تقویمی خوانده شود، چیزی به ما اضافه نمیکند، اما اگر فرهنگی فهم شود، سرشار از معناست. چهلوهشت سالگیِ یک انقلاب، نه سن شور آغاز است و نه عذر خامیِ تجربهنکردهگی. اینجا، انقلاب به مثابه «متن»ی اجتماعی پیش روی ماست؛ متنی که یا باید هر روز خوانده و بازخوانی شود، یا در قفسه عادتها خاک بخورد و به دست فراموشی سپرده شود. باید چهلوهشت چراغ روشن کرد؛ نه به نیت آیینسازی و عددپرستی، که به قصد معناافزایی. در فرهنگ، نور فقط روشنایی فیزیکی نیست؛ نشانه است، دلالت است، امکان دیدن است. فوتکردن شمع، صرفاً خاموشکردن یک شعله نیست؛ تولید خاموشی است، بازتولید تاریکی است. و تاریکی، وقتی مجال مییابد، سفرهاش را در دل عادتها، بیتفاوتیها و توجیهها پهن میکند. انقلابی که «انفجار نور» نام گرفت، اگر بر مدار روشنایی نماند، از درون تهی میشود؛ نه با هجوم دشمن، که با فرسایش معنا. در مطالعات فرهنگی، مرگ پدیدهها اغلب بیصدا رخ میدهد؛ وقتی واژهها تهی میشوند، نمادها کارکردشان را از دست میدهند و ارزشها به تابلویی تزئینی فروکاسته میشوند. خطرِ اصلی که انقلاب را تهدید می کند، نه تنها هجوم دشمن که حتی خاموششدن ناگهانی نیست؛ عادیشدنِ تاریکی است. در این میان، مسئولیت بر دوش «انقلابیون واقعی» است؛ نه غوغازیستهای خودانقلابیپندار که با صدای بلند، خلأ معنا را میپوشانند. انقلابی واقعی، پیش از هر چیز، مرز میشناسد؛ مرز میان ادعا و عمل، میان خدمت و سهمخواهی. باید سنگها را با جماعت مدعی واکند، چون ابهام، بهترین پناهگاه سوءاستفاده است. نورافشانیِ مداوم، یک کنش فرهنگی است. باید آنقدر نور تاباند که «تاریکخانه اشباح»—این استعاره آشنا از قدرتهای بینام و نشان—هیچجا امکان شکلگیری نداشته باشد. فساد، اختلاس، اشغال ناحق جایگاهها، فقط تخلف اقتصادی یا اداری نیست؛ اینها ضربه به اخلاق جمعی است، تخریب سرمایه نمادین انقلاب است. کسی که به ناحق جای میگیرد، فقط حق فردی را پایمال نمیکند؛ حقیقتِ معنا را جابهجا میکند. یقه بدرفتاران را گرفتن، اگر به قصد عدالت باشد، کنش اخلاقی است؛ و اگر رها شود، پیام فرهنگیاش روشن است: بدی، هزینه ندارد. وظیفه انقلابیون، غبارتکانی از انقلاب است؛ یعنی پالایش مداوم نشانهها، بازگرداندن مفاهیم به جای خود، و عقبراندن نااهلان از گرانیگاههایی که بودنشان در آنجا، خودِ معنا را مخدوش میکند. سلامتسازی جامعه، فقط با نسخههای اقتصادی و سیاسی ممکن نیست؛ فرهنگ بیمار، هر سیاست سالمی را هم از کار میاندازد. باید تریبونهای نفرتپراکن، وحدتستیز، دشمنشادکن و هزینهساز خاموش شوند؛ نه از سر حذف صدا، که برای بازکردن میدان گفتوگوی اخلاقی. تا چراغ مهربانی، عقلانیت و انصاف، دوباره امکان تابیدن پیدا کند. بله، انقلابیون واقعی کارِ بسیار دارند. بارهای زیادی بر زمین مانده است. تاریخ نشان داده اگر اهل معنا کوتاه بیایند، اهل منفعت بلند میشوند. آنان که با درازدستی خود، دست مردم—صاحبان اصلی انقلاب—را کوتاه میکنند، دقیقاً از خلأ فرهنگی تغذیه میکنند. چهلوهشتسالگی انقلاب، زمان روشنکردن چراغهاست؛ چراغِ معنا، چراغِ عدالت، چراغِ مراقبت. چون انقلاب، تا وقتی روشن است، زنده است. جمهوری اسلامی / شماره 13302 / سه شنبه 21 بهمن 1404 / صفحه 3 https://jepress.ir/Archive/pdf/1404/11/21/14041121.pdf
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۴ساعت 12:58  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|