نظام سلامت در ایرانِ پیش از انقلاب، ساختاری نابرابر و شهری‌محور داشت؛ بهداشت و درمان باکیفیت عمدتاً در اختیار اقشار مرفه و ساکنان کلان‌شهرها بود و مناطق روستایی و محروم سهم اندکی از امکانات پایه سلامت داشتند. انقلاب اسلامی این وضعیت را نه صرفاً به‌عنوان یک کاستی فنی، بلکه به‌عنوان یک مسئله عدالت اجتماعی به رسمیت شناخت و همین تغییر نگاه، نقطه آغاز تحولی گسترده در نظام بهداشت و درمان کشور شد. پس از انقلاب، سلامت از یک خدمت محدود به یک حق عمومی ارتقا یافت. این دگرگونی مفهومی، زیربنای شکل‌گیری سیاست‌هایی شد که هدف آن‌ها گسترش پوشش بهداشتی، توسعه زیرساخت‌ها و کاهش فاصله طبقاتی در دسترسی به خدمات درمانی بود.

یکی از ماندگارترین دستاوردهای پس از انقلاب، ایجاد و توسعه شبکه بهداشت و درمان اولیه در سراسر کشور است؛ شبکه‌ای که خانه‌های بهداشت روستایی، پایگاه‌های سلامت و مراکز جامع خدمات سلامت را به هم پیوند داد. این ساختار موجب شد میلیون‌ها نفر در دورافتاده‌ترین نقاط کشور به واکسیناسیون، مراقبت‌های مادر و کودک، کنترل بیماری‌های واگیر و آموزش‌های بهداشتی دسترسی پیدا کنند. از منظر مطالعات اجتماعی، این شبکه صرفاً مجموعه‌ای از ساختمان‌ها نیست؛ بلکه نماد ورود دولت به زیست روزمره محرومان و به‌رسمیت‌شناختن کرامت آنان در حوزه سلامت است.

هم‌زمان با توسعه دسترسی، سرمایه‌گذاری در آموزش پزشکی و پژوهش نیز شتاب گرفت. افزایش دانشگاه‌های علوم پزشکی، تربیت گسترده پزشک و پرستار، و تقویت مراکز تحقیقاتی موجب شد ایران در بسیاری از حوزه‌ها به تولیدکننده دانش پزشکی بدل شود. امروز ایران در زمینه‌هایی مانند پیوند اعضا، درمان ناباروری، سلول‌های بنیادی، جراحی‌های پیشرفته و تولید داروهای پیچیده، جزو کشورهای صاحب‌نام منطقه محسوب می‌شود. معناخوانی این روند نشان می‌دهد که پزشکی در ایران پس از انقلاب، از «مصرف‌کننده فناوری» به سمت «توسعه‌دهنده فناوری» حرکت کرده است.

یکی دیگر از ارکان تحول، شکل‌گیری نظام حمایت چندلایه مالی در حوزه درمان است. گسترش بیمه‌های پایه، بیمه روستاییان و عشایر، بیمه سلامت همگانی و طرح‌های حمایتی ویژه اقشار کم‌درآمد، باعث شده هزینه درمان برای بخش بزرگی از جامعه قابل‌تحمل‌تر شود. در کنار بیمه‌ها، یارانه دارو، حمایت از بیماران خاص و صعب‌العلاج و طرح‌های کاهش پرداخت از جیب مردم، بیانگر این واقعیت است که دولت سلامت را نه یک بازار آزاد، بلکه یک مسئولیت حاکمیتی می‌داند.

سیاست گسترش بیمارستان‌ها و مراکز درمانی به شهرهای کوچک و مناطق کم‌برخوردار نیز به‌صورت جدی دنبال شد. ساخت بیمارستان‌های دولتی در نقاطی که پیش‌تر فاقد هرگونه مرکز مجهز بودند، اعزام پزشکان طرحی، و توسعه اورژانس هوایی و زمینی، نشانه‌های عملی این رویکرد است. تحول در بهداشت و درمان فقط به افزایش تخت بیمارستانی یا تعداد پزشکان محدود نمی‌شود؛ بلکه به شکل‌گیری نوعی اعتماد اجتماعی به توان ملی انجامیده است. تجربه موفق ایران در مدیریت بحران‌هایی مانند همه‌گیری‌ها، تولید واکسن و تأمین دارو در شرایط تحریم، این اعتماد را تقویت کرده است.

ب / شماره 5765 / سه شنبه 21 بهمن 1404 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14041121.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۴ساعت 12:53  توسط غلامرضا بنی اسدی  |