من خود را به همه لحظات دفاع مقدس مدیون می دانم. همان حماسه ای که که امام روح الله در باره آن فرمود" ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خـود نـیـسـتـیم. راستی مگر فراموش کرده ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده ایم و نتیجه فـرع آن بـوده اسـت."در میان روزهای جنگ و عملیات هایی که انجام شد اما برخی ها متمایزند. از این جمله است کربلای چهار. این فقط نام یک عملیات نیست؛ نام یک مظلومیت ممتد است. روایتی است از جوانانی که بی‌هیاهو، بی‌ادعا و با غیرتی که از ایمان و عشق به وطن می‌جوشید، به آب زدند؛ غواص‌هایی که می‌دانستند راه دشوار است، اما نمی‌دانستند قرار است چگونه تاریخ، سنگینی غربت‌شان را بر دوش بکشد. مردانه جنگیدند، بی‌سپر و بی‌پناه، و مظلومانه زنده‌به‌گور شدند؛ جنایتی که فراتر از هر محکمه ای باید در وجدان انسانیت برگزار شود.

آن‌ها غریبانه رفتند و غریبانه ماندند. سال‌ها در خاک دشمن، بی‌نام و بی‌نشان، در سکوتی که از هزار فریاد سنگین‌تر است. نه فقط جسم‌شان که روایت‌شان هم اسیر شد؛ اسیر زمان، اسیر بی‌توجهی، اسیر عادت‌کردن ما به شنیدن نام شهدا بی‌آن‌که درنگ کنیم و از خود بپرسیم سهم ما از این فداکاری چه بوده است. شهدای کربلای چهار، بیش از هر چیز، مظلوم همین فراموشی‌اند.

ما به این شهدا بدهکاریم؛ یک ایران سربلند بدهکاریم. بدهکار سرزمینی که قرار بود به برکتِ خون آن‌ها در همه حوزه های معرفتی و اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و ...حاصلخیز باشد، نه فقط با مرزهای امن، که با زندگی شرافتمندانه برای مردمانش. ایرانِ مدیون شهدا، ایرانی است که در آن مردم زیستی سالم و سعادتمند داشته باشند؛ جایی که رنج، قاعده نباشد و امید، استثنا. کشوری که فردایش از امروز بهتر باشد و امروز، آگاهانه بستر فردایی نیکوتر را بسازد.

تجلیل از شهدا، فقط در قاب عکس‌ها، پلاکاردها و سالگردها خلاصه نمی‌شود. احترام واقعی به شهدای کربلای چهار، آن‌جاست که خون آن‌ها در رگ‌های عدالت، عقلانیت و پیشرفت جاری شود. آن‌جاست که مسئولیت‌پذیری جای شعار را بگیرد و صداقت جای نمایش را. آن‌جاست که هیچ‌کس از نام شهدا نردبان نسازد، اما همه خود را در برابر آرمان‌شان پاسخ‌گو بدانند.

غواص‌های کربلای چهار، برای این جنگیدند که انقلاب بماند، ایران بماند؛ نه فقط بماند، که شایسته زیستن باشد. امروز اگر قرار است یاد آن‌ها را گرامی بداریم، باید این پرسش را بی‌تعارف از خود بپرسیم: ایران امروز، چقدر به آن آرزو نزدیک است؟ اگر پاسخ روشن نیست، اگر فاصله زیاد است، این خود نشانه‌ای است از ادامه‌دار بودن همان مظلومیت. مظلومیتی که این بار نه توسط دشمن که به دست خود ما رقم می خورد.

شهدای کربلای چهار، در آب رفتند تا ما در خشکی، با عزت زندگی کنیم. کمترین ادای دین به آن‌ها، ساختن ایرانی است که مردمش هر روز احساس کنند زندگی‌شان رو به بهتر شدن است و ایمان انقلابی شان شکوفاتر؛ ایرانی که دیروزش بدهکار وفردایش شرمنده‌ی خون این غواصان نباشد. وطن را بسازیم. دشمن را بشکنیم تا ادای دین کرده باشیم به غواص های دست بسته کربلای4 که در های آسمان را به روی ما گشودند....

ب / شماره 5734 / چهارشنبه 3 دی 1404 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14041003.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم دی ۱۴۰۴ساعت 12:13  توسط غلامرضا بنی اسدی  |