|
ايمان، شناخت است به دل و اقرار است به زبان و عمل است به اعضا. هرسه باید توامان باشد تا بتوان نام صاحب آن رفتار را مومن گذاشت. والا زبان که همه را به اوج ایمان می رساند با ادعای بی عمل. عمل به دعوی است که معنابخش آن می شود. از این منظر می توان گفت همواره یک خطر پنهان سر راه اهل ایمان وجود داشته است؛ فروکاستن «شیعه بودن» به ادعا، به عدد، به نام. روایتی روشنگر از امام باقر علیهالسلام، این خطر را قرنها پیش به ما گوشزد کرده است. آنجا که یکی از یاران، با افتخار از فراوانی شیعیان در منطقه خود سخن میگوید، اما امام با پرسشهایی ساده و عمیق، معیار را از «کثرت» به «کیفیت» منتقل میکند:آیا توانگر به فقیر مهر میورزد؟آیا نیکوکار از بدکار میگذرد؟آیا مواسات، همدلی و بخشش مالی در میانشان هست؟ آنگاه با صراحتی تکاندهنده میفرماید: اگر اینگونه نیست، اینان شیعه نیستند. این روایت، تنها حکایت یا حتی یک درس تاریخی نیست؛ آیینهای است در برابر امروز ما. جامعهای که خود را پیرو اهلبیت میداند، اگر در آن دستهای توانمند به سوی نیازمندان دراز نشود، اگر گذشت جای کینه را نگیرد، و اگر هرکس تنها به نجات خویش بیندیشد، از روح تشیع فاصله گرفته است؛ هرچند نام آن بر زبانها جاری باشد. فرهنگ ملی و دینی ما، از صدر اسلام تا ژرفای تمدن ایرانی، بر «دستگیری» استوار بوده است؛ بر اینکه انسان، انسان را تنها نگذارد. امامت نیز چیزی جز نهادینهکردن همین مسئولیت اجتماعی نیست. امام، نه فقط پیشوای عبادت که معلم زیست جمعی است؛ زیستی که در آن «من» بدون «ما» معنا ندارد. امروز، بیش از هر زمان دیگر، به این منطق نیازمندیم. شرایط دشوار اقتصادی، فشارهای اجتماعی و سیل مشکلات، اگر هرکس تنها دست به جیب خود ببرد و دیگری را رها کند، همه را با هم زمین خواهد زد. هیچکس در جامعهای فروپاشیده، سالم نمیماند. اما وقتی مومنانه نگاه و به رسم امامت زندگی کنیم، امید همچنان زنده است. با هم میتوانیم از سیل مشکلات به سلامت عبور کنیم. با همدلی، مواسات و مسئولیتپذیری اجتماعی، میتوان بارها را سبکتر کرد و دلها را گرمتر. اگر توان مالی داریم، اگر توان فکری، تخصصی یا حتی عاطفی داریم، امروز زمان بخشیدن وبه میدان آوردن و به اشتراک گذاشتن است. ایران عزیز ما، بیش از هر چیز، به بازسازی پیوندهای انسانی نیاز دارد. عزت این سرزمین، تنها با آمار و شعار افزون نمیشود؛ با اخلاق، با گذشت، با دستهایی که به جای اشاره و سرزنش، برای یاری دراز میشوند، سرفرازمیگردد. شیعه بودن، و ایرانی بودن، هر دو ما را به یک حقیقت فرا میخوانند:هیچکس تنها نجات نمییابد؛ یا با هم میمانیم، یا با هم میافتیم. ب / شماره 5732 / دوشنبه 1 دی 1404 / صفحه 4 blob:https://web.eitaa.com/ba40ca40-53b7-4353-89a9-9fd8914e82b7
+ نوشته شده در دوشنبه یکم دی ۱۴۰۴ساعت 12:5  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|