|
از همان اول در راهی قدم می گذاریم که به پایان نزدیک می شویم. اصلا همه راه ها به آخر ختم می شود. همه مقصد ها یک پایان اند حتی اگر خود آغازی دیگر باشند برای مقصدی دیگر. ما آدمیان هم از همان بدو زادن، ساعت شنی عمرمان رو به کاهش می نهد. این هم همان گونه که استاد صفائی حائری می گوید یعنی:" مرگ قطعی است..." هر لحظه هم به آن نزدیکتر می شویم. حتی زمانی که در تکاپوی قد کشیدن کودکی را به نوجوانی و نوجوانی را به جوانی پیوند می زنیم، در حال گام برداشتن به سوی آخریم. به قول استاد" روزها که می گذرند، مثل موش هایی هستند که طناب عمر ما را می جوند..." حتی جایی خواندم که معبری خواب فردی را که دوجونده سیاه و سفید را دیده بود که مشغول دریدن تارهای ریسمان هستند، گفته بود همان شب و روز اند که در گذر خویش تارهای حیات آدمی را می جوند و می درند. استاد با این خوانش، یک بگراند هم در انتهای ذهن آدمی ایجاد می کند؛" گذشت زمانه ما را به خاک بر می گرداند." به همانی که ما را بدان شکل داده اند. اما یک " مگر" هم در کار می کند آیت الله؛" مگر اینکه قبلا خودمان را بقایی داده باشیم." این هم زمانی میسر است که مسیر حرکت مان به سمت بقا باشد. بقایی که از کوچه فنا می گذرد. باید از خویش فانی شد تا در حضرت دوست بقا یافت. همان که مولوی حکیم می گوید: گفت، من در تو چنان فانی شدم/ که پرم از تو زساران تا قدم / برمن از هستی من جزنام نیست/ در وجوم جز تو ای خوشکام نیست. طی مسیری چنین است که انسان را مانا می کند به گونه ای که مرگِ ناگزیر هم راه باز می کند برای او برای رسیدن به ابدیت. این هم مط طلبد که خود را " ذبح کرده باشیم.آن هایی که ذبح نیستند،مردار هستند." راز شکوه همواره در افزایش شهدا همین است. همین که خویش را ذبح می کنند و در مقام ذبیح الهی جاودانه می شوند. سری که اولیای خدا هم به گونه ای دیگر شکوفا می کنند. منیت خویش را زیر پای خود له می کنند و می کشند و ارزش پیدا می کنند. کسی که چنین نکند ارزش پیدا نمی کند. از دست می رود. برای به دست آوردن خویش باید از خود گذشت..... ب / شماره 5714 / چهارشنبه 5 آذر 1404 / صفحه 4 blob:https://web.eitaa.com/a3c5d596-d554-486f-bfe8-6e6258054d45
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم آذر ۱۴۰۴ساعت 11:22  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|