|
در فرهنگ ایرانی، حرمت موی سفید نه یک تعارف اجتماعی که جوهرهای از اخلاق و زیست جمعی است. توصیههای دینی، ادبیات کهن، و حتی حافظه خانوادگی ما همواره بر احترام به بزرگان تأکید داشته و دارند. این تاکید را هم باید از لابه لای متون در ساحتِ فرامتن هم باید جدی گرفت. هم در حوزه روابط خانوادگی – قبیله ای و هم در عرصه های اجتماعی. این توقع زیادی نیست که بخواهیم احترام فراتر از کلمات کاغذی، به عرصه طراحی شهری و برنامهریزی اجتماعی وارد شود. «پاتوق سالمندان» می تواند یکی از آن سازوکارهاییست که تکریم بزرگان جامعه ما را معنا می بخشد. در نگاه نخست، پاتوق سالمندان شاید مکانی ساده برای گردهمایی چند تن از کهنسالان باشد، اما در واقعیت، اگر درست طراحی و مدیریت شود، می تواندیک نهاد اجتماعیِ مؤثر باشد؛ نهادی که هم کیفیت زندگی سالمندان را ارتقا میدهد و هم یک معدن تجربه در اختیار جامعه قرار می دهد. همه می دانیم و به تجربه آموخته ایم که سالمند، فراتر از مراقبت، نیازمندِ به حساب آمدن و «حضور» سازنده در جامعه است. پاتوق باید مکانی باشد که او احساس کند هنوز بخشی از جامعه است، هنوز میتواند تجربه منتقل کند، هنوز میتواند در گفتگو و تصمیمسازی مشارکت داشته باشد. چنین مکانی باید از سویی واجد طراحی دقیق (دسترسی فیزیکی، نور، سکوت، مبلمان مناسب، فضای ایمن) و از سوی دیگر، دارای محتوای غنی باشد: کارگاههای هنری، جلسات گفتوگو، آموزش مهارت، ورزش، مراسم آیینی و حتی محفل داستانگویی. اما آنچه نباید در پاتوق سالمندان حضور داشته باشد، کماهمیتتر نیست: برخورد تحقیرآمیز، بیبرنامگی، بیتوجهی به سلیقهها، یا تبدیل آن به فضایی خنثی و بیروح هرگز نباید به این محیط راه پیدا کند. پاتوق نباید صرفاً جایی برای «گذران وقت» باشد، بلکه باید فرصتی باشد برای مشارکت، تعامل، و بازآفرینی احساس ارزشمندی. این پاتوق ها باید در باز داشته باشد تا به کلاس انتقال تجربه هم تبدیل شود. تجربه جهانی نشان داده است که پاتوقهای بیننسلی مؤثرترین نوع این فضاها هستند. در کشورهای توسعه یافته، برنامههایی وجود دارد که سالمندان و جوانان را در یک فضا و در کنار یکدیگر قرار میدهد: کافههایی با میز گفتوگوی بیننسلی، کارگاههای صنایع دستی مشترک، شبهای قصهگویی، یا کلاسهای مهارتی با حضور دو نسل. این رویکرد نهتنها سالمندان را فعال نگه میدارد، بلکه نسل نو را با گنجینهای از تجربه و حکمت آشنا میکند که در هیچ صفحه مجازی و حتی کتابخانه ای یافت نمیشود. در ایران نیز میتوان به این سمت رفت: کافیشاپهایی که صبحها یا ظهرها میزهایی را به سالمندان اختصاص دهند، برنامههایی فرهنگی با مشارکت دو نسل، فضاهای شهریای که سالمند و جوان بتوانند بیمزاحمت در آن کنار هم بنشینند. بازتعریف مفهوم پاتوق، به معنای ایجاد فضاهایی منعطف، ترکیبی، و انسانمحور است. و فراموش نکنیم: تکریم سالمندان، تنها یک وظیفه اخلاقی نیست؛ سرمایهگذاری فرهنگی است. جامعهای که بزرگانش را پاس میدارد، ریشههایش را حفظ میکند، و نسلی که قدر پدران و مادران خود را بداند، آیندهای استوارتر خواهد ساخت. پاتوق سالمندان اگر به درستی اندیشیده و به مهربانی اداره شود، فقط جایی برای نشستن نیست؛ جایگاه «ایستادن دوباره» است، ایستادن برای گفتگو، تأثیرگذاری، و زنده نگهداشتن چراغ خرد در دل جامعه. ب / شماره 5679 / چهارشنبه 23مهر 1404 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14040723.pdf
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۴ساعت 11:52  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|