|
درخت را به ميوهاش ارزشگذاري ميکنند. اين هم فقط کار باغداران نيست که ميشود به جاي درخت هرنهاد و سازمان را هم گذاشت و از محصول و توليدش پرسيد. با همين نگاه است که ميتوان گفت "بگو که محصولت چيست تا بگويم در نگاه مردمان صاحب چه جايگاهي هستي!" وقتي در برابر اين پرسش بنويسي: "امنيت" همه به احترامت برخواهند خاست. صدرِ قلوب مردم براي کساني است که به قيمت جان، در توليد و تکثير اين محصول حياتي ميکوشند. به همين خاطر است که پليس در نگاه عقلمندانه مردم صاحب جايگاهي ميشود که سزاوار آن است. اگر بچهها در آرزوهاي فرداي خويش، لباس پليس را براي خود پرو ميکنند، بزرگان هم به اين نگاه بچهها با احترام ضريب ميدهند. همين است که بچهها در نگاه خود، به تکريم پليس ميرسند. بله پليس محترم است. اين نهاد را بايد در تراز شجره طيبه دانست. اين هم به خاطر ميوههاي شيريني است که بر سرشاخههاي اين درختِ تناور و به آور ميرويد. از نقطه صفر مرزي در شمال و جنوب و شرق و غرب تا پايتخت، تا هرجايي که انسان براي بهترزيستن نيازمند امنيت و آرامش است و حتي هر موضوعي که به حيات انساني ربط دارد. همه جا هستند، اين بودن هم گاه به قيمت جانشان تمام ميشود. انگار آنان را عهدي است با جانان که تا جان در بدن دارند، هواخواهان کويش را چو جانِ خويشتن دارند. اگر نه اين بود نسبت پليس با ايران و ايراني، با انقلاب و جمهوري اسلامي، با امنيت ملي، اين همه خون نميدادند تا اين خاک پاک بماند هم از متجاوز خارجي و هم متجاسر داخلي. عزمي چنين عظيم را حتما بايد قدر نهاد. بايد حرمتش را حفظ کرد تا بتواند به اقتدار حريم واجب الحرمت جامعه و تک به تک مردمانش را پاسباني کند. او زماني ميتواند مُچِ متجاسران را بگيرد که بازوي خودش را قدرتي افزون باشد. اين هم ميطلبد که حاکميت و مردم به اين مهم توجه داشته باشند و با تقويت پليس به اقتدار درهم شکننده تجاسر و تعدي کمک کنند. اگر پليس نتواند اعمال اقتدار کند، جامعه مقهور فزونخواهي متعدياني خواهد شد که به هيچ حقي پايبند نيستند بلکه پا بر هر حقي ميگذارند. کم تجربه نکردهايم اين را. کم نخواندهايم که قانون شکنان چند گام از اهالي قانون جلوترند. براي جلوگيري از واقعي شدن اين پندار در جامعه بايد پليس را تقويت کرد. پليس توانمند است که ميتواند درازدستان و تندپايان را ناتوان کند. فراهم سازي نوينترين تجهيزات و سلاحهاي مقابله با بدکرداران در مرز و شهر، اولين بايستگي است که بايد تحقق يابد. عنايت به معيشت پليس و ارتقاي آن در تراز زندگي عزتمندانه، ديگر بايستگي است که چون تحقق يابد ميتوان به محقق شدن امنيت حداکثري فکر کرد. چنته و دست پليس بايد به اقتدار قانون چنان پر باشد که بدکرداران و متجاوزان دلشان خالي شود. اين که اتفاق افتاد، جامعه هم شاهد اتفاقهاي خوب چون امنيت حداکثري و آرامش در افزايش خواهد بود. در فضايي چنين هم زندگي رونق ميگيرد و هم استعدادها شکوفا ميگردند. اين هم آرزوي عاقلان است براي جامعه و جهان شان تا عدالت در همه حوزهها محقق شود. براي اين هم بايد از حريم پليس پاسداري کرد. از نهادي که در عين اقتدار مظلوم است. در اوج جان فشاني، امکاناتش حد اقلي است. در برابر اين حداقل داشتهها حداکثر توقعات، روز افزون هم ميشود.... جمهوری اسلامی / شماره 13200 / چهارشنبه 16 مهر 1404 / صفحه اول و 3 / جامعه
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۴ساعت 14:12  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|