سال‌ها پیش، مردانی از این خاک، کوله‌باری از ایمان و غیرت برداشتند و به سمت جبهه‌ها رفتند. راهی که آغازش از کوچه‌های خاکی شهر و روستا بود و پایانش به خاکریزهای خداباوری می‌رسید که آسمان و زمین در آن به هم گره خورده بود. برخی‌شان سهمشان از این سفر، شکوفا شدن به شهادت بود و جمعی زخم و خون و درد فراق. برخی هم از این جامِ بلا، سهمی سنگین‌تر بردند: سال‌های دراز اسارت در پشت میله‌های سرد اردوگاه‌های دشمن. هم شهادت بود این و هم زخم و هم ایستادگی. و خدا می داند چه عظمتی بود در لحظه لحظه این حماسه.

اسارت، به ظاهر قفس بود؛ جایی که حتی نفس کشیدن هم گاهی به اجازه دشمن وابسته می‌شد. اما در دل همین قفس، پروازهایی رخ داد که تنها با بال ایمان ممکن بود. آزادگان ما، به جای آن‌که اسارت را نقطه پایان بدانند، آن را به آغازِ دیگرگونه‌ای از زندگی بدل کردند. از کمترین داشته‌ها، بیشترین بهره را بردند؛ دفتر مشقشان شاید تکه‌ای کاغذ پاره بود و گاه تکه ای چوب و قلمشان گاه میخِ خمیده‌ای، اما در همان شرایط، درس‌ها نوشتند و علم آموختند. کتابخانه‌شان حافظه یکدیگر بود؛ هر کس دانشی داشت، در میان جمع جاری می‌کرد. هر تجربه‌ای، سرمایه‌ای برای همه می‌شد.

آنان از تهدید، فرصت ساختند. اردوگاه را به مدرسه، آسایشگاه را به حلقه درس، و سلول را به کارگاه صبر و ایمان تبدیل کردند. با یکدیگر زیستند، همدردی کردند و بار هم را به دوش کشیدند. در تنگنای نان و آب، نان را قسمت کردند و آب را جرعه‌جرعه به هم رساندند. برادری را نه با شعار، که با نان نیم‌خورده و دل پاره‌پاره معنا کردند.

امروز، ایران عزیزمان در میان گردنه‌های دشوار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایستاده است. تهدیدها از هر سو سر برمی‌آورند و ناترازی‌ها آرامش را می‌آزمایند. اینجاست که باید از آزادگان بیاموزیم؛ باید سبک زندگی آنان را چراغ راه کنیم. آنان به ما یاد دادند که: در روزگار کمبود، توانگری در اندیشه و اراده است. آموختند که سختی، اگر به آن پشت نکنیم، ما را پولادین‌تر می‌سازد. تعلیم مان کردند که با همبستگی و همیاری می‌توان از بلندترین دیوارهای دشواری عبور کرد. ما هم باور کنیم تجربه زیسته آنان را و بدانیم امروز و فردای میهن، با نقش‌آفرینی تک‌تک ما ساخته می‌شود، نه فقط با انتظار از دیگران.

بیایید در این روزگار که هر کس به نوعی در اسارت فشارها و دغدغه‌هاست، از همان درس‌ها بهره بگیریم. از کمترین داشته‌ها، بیشترین ها را برداشت کنیم. یار هم باشیم، مددکار هم، و نگاه‌مان را به افقی بدوزیم که ایران در آن، سربلند و سرافراز ایستاده است. آزادگان، به ما آموختند که آزادی، پیش از آن‌که رهایی از قفس باشد، رهایی از ناامیدی و سستیِ عبس است. و این رهایی، رسالتی است که امروز بر دوش همه ماست.

ب / شماره 5637 / یکشنبه 26 مرداد 1404 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14040526.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۴ساعت 12:10  توسط غلامرضا بنی اسدی  |