همه روزها حساب و کتاب دارد به ویژه روز های سخت. در روزگار حاضر همین حساب حکم می کند کسانی که قرقِ یک کشور را شکسته و از مرز گذشته و بی حساب آمده بودند، به خانه خود برگردند. اما با حساب و احترام که خُلق ایرانی است در برابر همه خلایق. به هر حال، وقتِ رفتن است. شاید نه از سر خوشی، نه همیشه با اختیار. گاهی مهمان باید چمدان ببندد و برود.آخر هر آمدنی رفتن است. وقت رفتن هم نحوه بدرقه ما، می‌ماند. در دل‌ها. در ذهن‌ها. در روایت‌هایی که فردا به فرزندان‌شان می‌گویند. اتباع خارجی، مهاجران، کارگران، پناه‌جویان یا هر نامی که داشته باشند، روزگاری در کوچه‌پس‌کوچه‌های همین وطن، نان خورده‌اند، عرق ریخته‌اند، کودکی بزرگ کرده‌اند، دل‌بسته‌اند. امروز شرایط و سختی های مضاعف شده بعد از جنگ، حکم بازگشت‌شان را می‌دهد، باید با سلام و صلوات بروند هرچند بی سلام و علیک آمده باشند. ما، اما به عنوان ملت ایران، وظیفه داریم آن‌ها را با کرامت بدرقه کنیم. با مهربانی. تحقیر، خشونت، خودبرتر بینی و نگاه بالا به پایین در فرهنگ رفتاری ما جایی ندارد. ما ایرانی هستیم، رسم ایرانی هم ِ مهمان‌نوازی است. با بزرگواری و مهر و محبت و خاطره سازی. ما خود را ملتزم به اخلاق دینی و کرامت ملی می دانیم. ولی باید دانست که بدرقه اخلاقی، فقط بزرگ‌منشی نیست؛ سیاست هوشمندانه هم هست. اگر در دل کسی که می‌رود، خاطره‌ای خوش از ایران باقی بگذاریم، دشمن دیگر نمی‌تواند تخم نفرت بکارد. نمی‌تواند آن‌ها را علیه ما بشوراند. اما اگر دل‌شان را با زخم روانه کنیم، کینه‌ای خواهیم کاشت که شاید سال‌ها بعد، جایی، ناگهان علیه‌مان قد بکشد. بیایید با اخلاق، با احترام، با ادب و با یک قطره محبت، آن‌ها را بدرقه کنیم. خاطره خوش، سفیر صلح است. نفرت، دعوت‌نامه جنگ. ما هم به صلح خواهی و خیرجویی برای همه مردمان عالم نامبرداریم چه رسد به کسانی که با هم سر یک سفره نشسته و در یک مسجد نماز خوانده ایم. آن‌ها که می‌روند، شاید برنگردند؛ اما نام ما، رفتار ما، و خاطره ما باید خاطرشان را با محبت به ایران برگرداند. به جایی که زیبایی نه فقط در قالی زیر پا که در قله قلب شان هم موج می زند. نگذاریم بد کلامان و بد خطان، در دفتر خاطرات مردم راهی مرز، کلمات نازیبا رسم کنند. همت کنیم این تصویر آخر، زیبا تر و شریف تر باشد. به رسم ایران. به رسم ادب. به رسم انسانیت. چنین اگر باشد هرکس که رفت، در خانه اش به روی ما هم باز خواهد بود. به هرحال تاریخ ما را بر یک جغرافیا همسایه کرده است. در مرام ما هم همسایه از برادر نزدیکتر است. باید به رفتاری در شان برادر و بلکه نزدیکتر بدرقه شان کنیم تا هرکدامشان به هر دیاری که می روند سفیر مهربانی ایرانی باشند. چنین باد، ان شاالله

ب / شماره 5618 / دوشنبه 30 تیر 1404 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14040430.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر ۱۴۰۴ساعت 12:41  توسط غلامرضا بنی اسدی  |