|
بعضی ها زاده می شوند و چند ده سالی را می گذرانند و می میرند . نقطه پایان می گیرد دفتری که با زادن آنان شروع شد. قصه می شود همان حکایتِ " نه خانی آمده و نه خانی رفته". این اصلا خوب نیست که بد هم هست. خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه کند. چنان که به چشم آید و در حساب و کتاب دنیا وزنی داشته باشد. با رفتنش هم همه احساس کنند چیزی از دنیا کم شده است. مثل همین واقعیت مشحون از حقیقتی که در کلامِ امام صادق، علیه السلام، می خوانیم: "إذا ماتَ المؤمنُ الفَقيهُ ثُلِمَ في الإسلامِ ثُلمَةٌ لا يَسُدُّها شيءٌ ؛ هرگاه مؤمنِ فقيه بميرد، رخنه اى در اسلام پديد آيد كه هيچ چيز آن را نبندد." باید زیست ما محصول داشته باشد. حضور آدمی باید وزنی در این دنیا داشته باشد. باید که جای پایش در این دنیا بماند. رد خوب و نشانِ" خدانشان"ی هم باید از آدمی بماند که راه را به دیگران هم نشان دهد. آدم خوب است که آدم بماند و آدم تر از دنیا برود. در این فاصله هم تربیت کننده آدم و مشق نویس آدمیت باشد. خدا رحمت کند حضرت آیت الله بهجت را. طرفه نکته ای در کلام کرد که: "ما آمدهایم زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم، نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم". نیامده ایم تا جمع کنیم. این گونه جمع کردن ایمان مان را متفرق می کند. دو.ر نیست اگر بگوئیم نگاه ما را به رزاق بودن خدا تحت تاثیر قرار می دهد و ما را به گونه ای از شرک نزدیک می کند. بدانیم که آمده ایم تا ببخشیم، آمده ایم تا عشق را ؛ ایمان را ، دوستی را با دیگران قسمت کنیم . جمع فضایل نتیجه این تقسیم است. به جرات می توان گفت خارج قسمت این تقسیم از عدد اول بیشتر می شود. با این داد و دهش است که غنی می شویم و مستغنی برویم. ما نیامده ایم تا دستی را، جیبی را، گوشه ای را خالی کنیم بلکه آمده ایم تا جای خالی ای را پر کنیم. جایی که فقط و فقط با وجود ما پر می شود و بس. جایی که بی حضور ما نمایش زندگی چیزی کم دارد. آمده ایم تا بازیگر خوب صحنه ی زندگی خود باشیم. پس بهترین بازی خود را به نمایش بگذاریم و با همه وجود ایفای نقش کنیم. جوری که بعد از مرگ هم زندگی را ادامه دهیم. ب / شماره 5614 / سه شنبه 24 تیر 1404 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14040424.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۴ساعت 12:42  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|