غفلت از توانِ دشمن خطاست،

فقط ما نيستيم که مي‌جنگيم. اتفاقا دشمنِ جنگ طلب اول شليک کرد. اين، يعني او برنامه داشت و دارد. پس ما هم حواس مان بايد بيشتر جمع همه جوانب باشد. بپذيريم که در تحليل هر جنگ، و در آمادگي براي هر نبرد، يک نکته وجود دارد که اگر "درست خواني" نشود به خطاي مهلک تبديل مي‌شود. آن هم اين‌که انسان فقط به خشاب خودش نگاه کند. اينکه شمار گلوله‌هاي ما چقدر است، موشک‌هاي ما چقدر دقيقند، و سربازان‌ ما چقدر آماده‌اند. اين نگاه اگرچه لازم است، اما کافي نيست. جنگ فقط قدرت ما نيست، توان، نيت و آمادگي دشمن هم هست. اتفاقا اين را بايد دقيقتر هم خواند حتي بيشتر از توان خودي.

در دنياي امروز، دشمناني که در برابر ايران صف کشيده‌اند، فراتر از همه مرگ افزار‌هاي نويني که در اختيار دارند با ائتلاف‌هاي پيچيده، جنگ رواني، شبکه‌هاي رسانه‌اي، تحريم‌هاي هوشمند و فن‌آوري‌هاي نوين مي‌جنگند. آن‌ها خشاب‌هاي متعددي دارند که تنها يکي از آن‌ها نظامي است. اگر ما فقط به سلاح خودمان دل ببنديم و چشم بر زرادخانه‌ نظامي، رواني، سياسي و اقتصادي آن‌ها ببنديم، عملاً در زمين ناآشنا گام خواهيم گذاشت که نتايج آن هم با برآورد‌هاي ما همراستا نخواهد بود.

در چنين شرايطي، ديپلماسي عاقلانه، فعال و هوشمندانه، اولين خط دفاع از کشور است. نبايد گذاشت جنگي که مي‌توان با گفت‌وگو، تدبير و هوشمندي از آن پيشگيري کرد،دوباره لهيب بگيرد و شعله کشد و سرمايه‌هاي ملي را بسوزاند. ديپلماسي، هزينه‌ به‌مراتب کمتري دارد، اگر درست به‌کار گرفته شود، مي‌تواند همان کار سپر و زره را در ميدان رزم انجام دهد. حتي تفنگ دشمن را هم از شليک بياندازد. ما همه ظرفيت‌ها را بايد فعال نگه داريم. همه زاويه‌ها را آزمون کنيم و با کمترين هزينه، بيشترين فايده را به دست آوريم.

آنچه امروز ايران نياز دارد، هم قدرت بازدارندگي حداکثري نظامي در ميدان است و هم توان چانه‌زني در اتاق‌هاي مذاکره. نبايد هيچ‌کدام را فداي ديگري کرد. قوي شدن فقط به معني مسلح شدن به جنگ افزاري‌هاي مدرن نيست، غني سازي ظرفيت‌هاي ديپلماسي و رفتار عاقلانه و محاسبه شده در ديگر ميدان‌ها نيز هست. ما بايد دشمن را از ميدانِ نظامي گري به عرصه ديپلماسي بکشانيم. جايي که اگر درست عمل کنيم، مي‌توان پيروزي را بدون ويراني به‌دست آورد.

دشمنان ايران مي‌خواهند همه چيز در ميدان جنگ نظامي ديده شود و ما هم فقط به نيروي نظامي خود تکيه کنيم و از ابزار ديپلماسي غافل بمانيم. متأسفانه اين "هاي" شان ازسوي برخي جريانات داخلي هم با "هوي" جواب مي‌گيرد. مي‌بينيم کساني که نمي‌دانند تفنگ را چطوردر دست بگيرند، از چگونگي جنگ مي‌گويند. سربازي نرفته‌ها دچار خودسردارپنداري شده طرح عمليات مي‌ريزند. همين حداقل را هم فهم نمي‌کنند که جنگ، سويه‌هاي مختلف دارد که بايد به همه آن‌ها نظر داشت. تاريخ را هم نمي‌خوانند و از تجربه ديگران هم با چشم بسته مي‌گذرند لذا درک نمي‌کنند کشوري که فقط بر يک بال پرواز کند، در اولين چرخش تند، سقوط مي‌کند.

امروز، بيش از هميشه، بايد هم به خشاب خود نگاه کنيم و هم به آن سوي ميدان. از اين مهم‌تر، بايد کاري کنيم که اصلاً ميدان جنگي شکل نگيرد. در ميداني ديگر خصم را زمين بزنيم....

جمهوری اسلامی / شماره 13132 / یکشنبه 22 تیر 1404 / صفحه 2 / خبر

blob:https://web.eitaa.com/fd395409-c823-4077-bfeb-099b8a79a7a4

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم تیر ۱۴۰۴ساعت 11:49  توسط غلامرضا بنی اسدی  |