روزهای دشواری را پشت سر گذاشتیم و باز تجربیاتی قیمتی را به ذخایر راهبردی مان افزودیم. دیدیم و خواندیم و زیست کردیم که در روزگار سختی، هویت یک ملت، فقط از لابه‌لای شهرها و برج‌ها سر برنمی‌آورد، بلکه از دل خانه‌های گلی، از باغ‌های کوچک، از خاک دستان ترک‌خورده روستاییان نیز برمی‌خیزد. امروز که ایران عزیز، درگیر نبردی آشکار با رژیم کودک‌کش صهیونیستی است، بیش از همیشه به همه مردمش تکیه دارد. مردمی که ریشه های شان تا هزاران سال در این خاک می رسد. این مردم مثل درخت به ریشه‌های خود تکیه دارند؛ و این ریشه‌ها، گاه، در روستاها عمیق شده‌اند.

روستا، فقط یک جغرافیای کم‌جمعیت نیست. روستا، قلب تپنده خودکفایی و قنات امید کشور است. روستایی، شاید ساده بزیَد، اما کار بزرگ می‌کند. نان ما، لبنیات ما، آرامش روانی ما، از برکت دسترنج اوست. در هنگامه بحران، این روستاها هستند که پناه می‌دهند، تولید می‌کنند، صبر می‌کنند و می‌سازند.

امروز که برخی خانواده‌ها از شهرهای دور و نزدیک یا مناطق درگیر به حاشیه و عمق کشور کوچ کرده‌اند، این خانه‌های روستایی‌اند که بار دیگر نقش تاریخی خود را ایفا می‌کنند: میزبانی، مهربانی، همدلی. فرهنگ ایرانی، همیشه بر «مهمان‌نوازی» استوار بوده؛ نه از سر تحمل، بلکه از بن‌مایه‌ای اصیل به‌نام غیرت اجتماعی.

روستایی، حتی اگر اندک داشته باشد، با دلِ بزرگش سفره پهن می‌کند. تجربه دفاع مقدس نیز گواه آن است که بسیاری از مهاجران جنگ‌زده، در روستاها آرام گرفتند و با آغوش گرم مردم، جان تازه‌ای یافتند.

اما این بار، مسئولیت فقط بر دوش روستا و روستایی نیست. همه ما، باید حامی این سنگرهای خاموش باشیم. باید مراقب باشیم که فشار اقتصادی، کم‌آبی، و مهاجرت معکوس، ستون تولید کشور را نشکند. همان‌قدر که به میدان جنگ نظامی نیاز است، به پایداری میدان غذا، امنیت روانی و همبستگی اجتماعی نیز نیاز داریم.

بیایید دست در دست هم، هم روستا را دریابیم، هم روستایی را پاس بداریم، و هم میهمانان روستا را همچون خویشاوند خود بدانیم. این سرزمین، زمانی می‌ماند که مردمش در سخت‌ترین لحظه‌ها، بلندترین قامت‌ها را داشته باشند.

ایران، ایستادگی و سرفرازی خود را مرهونِ لطف غیرت شهری و روستایی است؛ به همدلی ملت، نه فقط به تجهیزات. و روستاها، در این روزها، سنگرهایی هستند بی‌سیم‌خاردار اما پرشرف، بی‌دژ اما پُرپناه. نه فقط برای فرزندان خود که برای همه. روستا دگر باره به یادی ایران برخاسته است. خشکسالی هست، کمبود هست. آب نیست و یا خیلی کم است. گرما هست و آزاردهنده هم می شود اما در خانه روستایی قفل ندارد. دل روستایی هم بندِ میهمانی است که از راه می رسد.

ب / چهارشنبه 4 تیر 1404 / صفحه 3

+ نوشته شده در  جمعه ششم تیر ۱۴۰۴ساعت 13:14  توسط غلامرضا بنی اسدی  |