|
امام یک نام نیست، حتی از یک نماد هم فراتر است. یک مکتب تمام است که باید زندگی را به قواعد آن تنظیم کرد. یک الگوی حسنه است. مکتبی که با زیستن به قاعده آن زندگی را چنان ساز می آورد که با هرچه نازیبایی است ناسازگاری می کند. این همان چیزی است که در رابطه امامت- امت باید فراگرفت. با این نگاه است که در کلام امام باقر علیه السلام، به دنبال آموختنِ راه و رسم درست زیستن ایم. از جمله بایستگی های زیست مومنانه و سالم، پرهیز از کبر و غرور و خود برتر بینی است. فهم این نکته ظریف که تکبر، کسی را بزرگ نمی کند. کبیر از قضا شان کسانی است که از مرزهای کبر هزار فرسنگ فاصله گرفته اند. اما در تحقیر انسان نقشی به سزا دارد این تکبر. رویه قیامتی آن را در کلام هشدار دهنده امام باقر علیه السلام چنین می خوانیم:" الکبرُ مَطَایا النَّارِ؛ کبر و بزرگی نمودن(به منزله ی) مرکبی است که سوار خود را به سوی آتش می برد." رویه های اجتماعی آن را هم هر کدام از ما فراوان دیده ایم. متکبر را هیچ کس دوستد ندارد. اصلا نقمت آور است این خوی بر خلاف تواضع که خویی پسندیده، دوستی آور است. آن را به نعمتی بی حسد تشبیه کرده اند. شاید دلیلش این باشد که قدر این گوهری رفتار را نمی فهمند طایفه حسودان. اگر فهم می کردند که تواضع راه عزت است. می فهمیدند غنیمتی پرقیمت است حتما بدان حسد می بردند. اما چون نمی دانند در همین نادانستگی مقیم می مانند و بزرگواران متواضع از گزند شان ایمنی می یابند. باید مردم را به فرهنگ تواضع، توجه داد. روی دیگر سکه ای که بر آن تکبر نوشته اند. تواضع سفید است در مسیر بهشت و تکبر سیاه است که راه به جنت ندارد چه وقتی خداوند علی اعلا، ابلیس را با هزاران سال عبادت، به خاطر تکبر از بهشت راند، هیچ متکبری که جان را با خوی شیطان فربه کرده است، به رضوان خویش راه نخواهد داد. با تواضع است که راه باز می شود. این خوی هم از همه مطلوب است به ویژه از برخورداران و مسئولان بزرگوار. همان که در ضرب المثل معروف با حذف یک بخشش می خوانیم: تواضع زِ گردن فرازان نکوست. این نیکویی رفتاری، به توسعه فضیلت های اخلاقی در جامعه می انجامد. ب / شماره 5590 / یکشنبه 18 خرداد 1404 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14040318.pdf
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۴ساعت 12:13  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|