|
شدهايم گلستان سوژه. اين را پيشتر نوشتم. حالا هم که "تازهتر از تازهتري ميرسد" تَکرار ميکنم تا شايد به تامل برخيزند بزرگانِ جامعه. اين دسته گلها را هم نشان پويا بودن باغ و زنده بودن جامعه نبايد شمرد. حاصلِ خبط و خطاهايي است که بايد براي کاهش آن کوشيد. از اين جمله است ماجراي استقبال چند نفره از شيخِ حاشيه ساز و هزينه آفرين. واقعا با خودشان چند چند هستند کساني که به استقبال افرادي چنين ميروند؟ چند- چند با خودشان مساوي ميشوند که مينويسند "حجکُم مقبول"؟ کدام حج؟ اين جناب که با ماجرايي که آفريد با کلي ريش گرو گذاشتن، ديپورت شد. از اين جالبتر بنده خدايي بود که جامه اين فرد را به چشم ميکشيد. اگر اثري ميخواست بگذارد خود او را به خردمندي و رفتار عاقلانه ميرساند تا هزينه نتراشد براي کشور. تا خراب نکند رابطهاي که اخيرا حسنه شده است و براي جهان اسلام و به ويژه ايران عزيز ميتواند حسنات به دنبال داشته باشد. البته قانون و متوليان آن بايد احوال بپرسند از کسي که براي کشور هزينه ايجاد ميکند. قهرمان سازي از ضدِ قهرمان، نتايج ناپسندي به دنبال ميآورد. در فضاي مجازي باشد هم حقيقت ستيز است و در عرصه فراتر از سکوها هم واقعيت ستيز. حالا اگر همين جناب را با سلام و صلوات به رسانه ملي ببرند که هزار معنا ميتوان يافت براي رفتارش. اولين آن ميشود اين که تندروهاي غوغازيست، تمام همت خود را براي تخريب ديپلماسي نظام به کار گرفتهاند. دوم اين که اينان "مصونيتِ آهنين" دارند. و سوم اين که براي رفتار غلط و هزينه ساز هم تشويقي ميگيرند و... بگذريم، اين قصه را عاقلانه بايد به "نقطه" پايان رساند تا ديگري به خود اجازه ندهد به "سرِ خطِ" خطا برگردد و هزينه تراشي کند. از اين که بگذريم باز به ماجرايي ميرسيم که ياد آن سيلي نا به جا بر گونه سرباز راهور را تازه کرد. اين بار نه نماينده که "نماينده زاده" دسته گل به آب داد. اما "آبرو" از نمايندگي برد. واقعا چه ميشود که برخيها فکر ميکنند چون مقام دارند و يا فرزند مقامدار هستند، حق دارند هر باطلي را مرتکب شوند؟ چرا کساني که وجودشان بار است بر شانه کشور و نظام نبايد زمين گذاشته شوند؟ فکر ميکنم "يک بار" اگر بشود ماجرا را تا احقاق حق ادامه داد، "براي هميشه" ميشود ضربالمثل براي همه تا حدِ خود را بفهمند و پا روي مرز قانون نگذارند. خطِ ويژه براي کارهاي ويژه و ماموريتهاي حياتي است نه "ويژه خواري" در اشکال مختلف. اميدواريم قانون حرمت مردان خويش را پاس بدارد. اين جوري ميشود قدرت افراد را با اقتدار قانون چنان سامان داد که به اقتدار کشور بيانجامد. جمهوری اسلامی / شماره 13103 / شنبه 10 خرداد 1404 / صفحه 3 / خبر
+ نوشته شده در شنبه دهم خرداد ۱۴۰۴ساعت 12:18  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|