هنر آن است که از دست دشمن چنان بگیری که انتظار داری، دوست به تو هدیه دهد. تبدیل تهدید به فرصت، بایستگی است که شایستگی تولید می کند اگر بتوانیم با افلاطونِ حکیم به مفاهمه ای چنین برسیم که؛" اﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿ ﺪﻫﻨﺪ . ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﺎ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﻧﺶ !" یعنی باید به مدد آرامش و فهم درست مخالفت ها، کاستی ها را به داشتگی ها برسانیم. چه" ﺁﺩﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ." از نگاه افلاطون طر دو لازم است. هر دو کامل کننده همدیگر است. این را در زندگی فردی باید غنیمت شمرد و در ساحت اجتماعی و به ویژه حکمرانی به عنوان یک واجبِراهبردی بدان اهتمام ورزید. تجربه زیسته و اندوخته خوانشی ما گواهی می دهد افراد و کشور هایی موفق می شوند در مسیر خود که هم از هدیه دوست استفاده کرده اند و هم نقد مخالف را به جان خریده و خود را توانمند کرده اند. جوامعی که منتقد را دست و زبان و قلم نبسته اند، به گشایش در امور رسیده اند. آنان که نقد را حرمت نهاده اند و منتقد را محترم شمرده اند، خود به احترامی شوق انگیز رسیده اند. باید کوشید این دایره را فراخ گرفت. فضا را برای اهل نقد فراهم کرد. متملقان را راند تا جا برای اینان بازتر باشد آن وقت نتیجه گفت و گو با آنان را در ساحت عمل دید. تامل برانگیز و درست می نماید این که می گویند،" افکار هر انسانی میانگین افکار پنج نفری است که بیشتر وقت خود را با آن ها می گذراند." پس حکم عقل این خواهد بود که تا می توانید متملقان و نابلد ها را از خود دور کنید تا فضا برای کسانی فراهم شود که کلام شان اگر چه تلخ است اما نتیجه شیرینی به بار می آورد؛" خود را در محاصره افراد موفق قرار دهید." این می تواند حصارها و بن بست ها را بشکند و راه موفقیت را هموار کند.....

ب / شماره 5583 / سه شنبه 6 خرداد 1404 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14040306.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم خرداد ۱۴۰۴ساعت 12:52  توسط غلامرضا بنی اسدی  |