ما گرفتاریم. گرفتارِ حال و احوالی که بسیاری اوقات به ناخوشی می زند. دچار شرایطی که هم خود مان را می فرساید و هم از ما تیشه ای می سازد که اگر دیگری را ریشه نزنیم، حتما چنان خواهیم تراشید که به نسیمی فرو افتد. این ناخوش احوالی را باید به سمت احوال خوش هدایت کرد. راهش هم همان جوابی است که اهل معرفتی به اهل پرسشی داد. او برای بهتر شدن حال دل و زندگی اش راهی مطمئن خواسته و جواب گرفته بود در دو کلمه و یک واو عطف؛" مرنج و مرنجان." دو کلمه ای که یک جهان معنا دارد و می تواند رستگاری ما را در دو جهان تضمین کند. اولین سئوالی که بعد شنیدن این جمله به ذهن می رسد را هم پرسش کننده از ذهن خود برداشت و سئولی تازه کرد برِ عارف که: "مرنجان" را فهمیدم .یعنی کاری نکنم که باعث رنجش دیگران شود. رفتاری نداشته باشم که کسی را اذیت کند. این را می فهمم اما «مرنج» را فهم نمی کنم. این یعنی چه؟ چه‌طور می‌توانم ناراحت نشوم !؟ مثلا وقتی بفهمم کسی مرا غیبت کرده یا فحش داده ، چه‌طور نرنجم؟ وقتی درحقم جفا می شود، چگونه جلوی رنجی که بر همه وجودم سایه می افکند را بگیرم؟ آن مرد اهل معنا پاسخی داد که یک دنیا معنا و چند کلاس تربیتی است؛ " علاج آن است که خودت را کَسی ندانی" این گونه اگر شدی،" اگر خودت را کسی ندانستی دیگر نمی‌رنجی!" بله، رنج مال این است که خود را کسی می دانیم و هیمنه این کس هم چنان زمین و زمان را پر می کند که آمد و شد عادی دیگران را هم عدوانی در حریم خود تلقی می کنیم. دیده ایم برخی را که همه چیز را تعبیر به شر می کنند مگر آن که خلافش ثابت شود! در نظام حقوقی پنداشته شان همه قصد تخریب و اذیت دارند مگر آن که عکس آن با هزار دلیل ثابت شود. معلوم است افرادی چنین مدام در عذاب اند. همیشه گرفتار پندار خویش اند که امام از جان و ایمان شان می گیرد. راحتی روان و تعالی روح، روزی سفره کسانی می شود که به این مفاهمه با خویش رسیده اند که رنجیدن را در اندازه کافری ببینند. همان که لسان الغیب، حافظ به زیبایی تعلیم مان می کند؛

جفا کشیم و ملامت خوریم و خوش باشیم / که در طریقت ما کافری‌ست رنجیدن ...

با نگاهی چنین است که می شود به آرامش رسید. می شود آرامش دیگران را، آرامش جامعه را تضمین کرد.

ب / شماره 5573 / سه شنبه / 23 اردیبهشت 1404 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14040223.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۴ساعت 13:2  توسط غلامرضا بنی اسدی  |