مرگ چنان در غزه عادي شده است که دنيا آدم‌هايش را به اندازه يک عدد هم در ذهن نمي‌آورد. انگار عالم و آدم هم پذيرفته‌اند آن گاه را که سرباز صهيونيست بر کلاهش نوشته بود "زاده شده‌ام براي کشتن"! انگار پذيرفته‌اند آن سوي ديگرِ ماجرا را که فلسطيني هم زاده شده است براي کشته شدن. فرقي نمي‌کند تفنگ دست بگيرد يا سنگ و حتي قلم. قلم را که مي‌نويسم آتش مي‌گيرد قلبم. ياد کليپي مي‌افتم که درسطح وسيع منتشر شده است امامن نمي‌توانم صحنه سراسر جنايت سوختن خبرنگار فلسطيني راببينم. جانم، يک جهان خشم مي‌شود بر سر اين جهانِ گرفتار سکوت.

بايد همه کلمات جهان را بسيج کرد عليه اين همه ددمنشي. دنيا بايد بداند اين قوم شب زده از چراغ مي‌ترسند. خفاشند و هرچه روشني است عليه خود مي‌بينند. اين قبيله ملعون کلمه را، کلام را، تصوير را دشمن مي‌دارند. کُفر مجسمند اينان که حق را در همه جلوه‌هايش مي‌خواهند بپوشانند. تروريسم را هندسه زندگي نفرين شده خود کرده‌اند تا هر چراغ‌داري را به خون کشند. به فاحشگان قدرت مي‌مانند که هزار سال پيش غيرت را قي کرده و بي‌آبروئي را مدام نوش مي‌کنند. اگر نه اين بود، سخنگوي ارتش رژيم صهيونيستي، چنين وقيحانه اعلام نمي‌کرد "هدف اصلي حمله بامداد دوشنبه به شهر خان‌يونس، «حسن اصليح» خبرنگار سرشناس فلسطيني بود." آري ستمکاران با رسانه، با آگاهي دشمن هستند. هدفشان توسعه ظلمت و بيداد است. مي‌دانند که رسانه به تکليف حرفه‌اي خود با حرفه آدمکشان پنجه در پنجه است. چنين است که چادر محل اسکان خبرنگاران به‌وضوح با علامت «رسانه» مشخص شده بود، مورد هدف ارتش تروريستي صهيونيستي قرار گرفت. در اين جنايت، احمد منصور، خبرنگار شبکه «فلسطين‌اليوم»، بود که به‌صورت زنده در آتش سوخت. ويدئوهاي منتشرشده عمق اين جنايت را نشان مي‌دهد. اما دريغا که دنيا به "بيماري عادي شدن جنايت" گرفتار شده است. طاعونِ سکوت، چنان دامن گسترده است که حتي سرطانِ آدم سوزي هم لهيبي به جان‌ها نمي‌زند. واقعا مدعيان حقوق بشر و آزادي بيان کجا به نشخوار کردن چه کلماتي مشغولند که صدايشان در نمي‌آيد؟ چطور اگر يک کودکِ فلسطيني سنگي به کلاهِ از سر افتاده خبرنگار نژادپرست صهيونيستي پرتاب کند، فغان از اکناف عالم برمي خيزد در دفاع از آزادي بيان، در دفاع از مصونيت خبرنگار اما اينک که يک رژيم با وقاحت تمام يک جمع رسانه‌اي را به آتش مي‌کشد، خاکسترِ مرگ برسر رسانه‌هاي جهان پاشيده مي‌شود؟ اگر زنده‌اند چرا صدايشان بلند نمي‌شود؟ چرا به نظم باطل ساخته تن مي‌دهند که در برابر قلدرهاي آدم کش به فرياد نباشند؟ واقعا چرا؟

جمهوری اسلامی / شماره 13062 / شنبه 23 فروردین 1404 / صفحه 3

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین ۱۴۰۴ساعت 19:43  توسط غلامرضا بنی اسدی  |