|
برای اصلاح امور، یک شاهراه وجود دارد. شاهراهی به نام دانش، به نام شناخت و معرفت. برای رسیدن به این باید از مانع بلندی به نام جهل عبور کرد. استاد صمدی آملی، درس آموز می گوید این حقیقت را که" ریشه تمام رذایل اخلاقی یک قسمت مهمش به جهل برمی گردد." طرفه نکته ای است این که در کلام استاد هم مصداق یابی می شود؛ یعنی چون شخص دچار جهل است حسود بار می آید. چون دچار جهل است بخیل بار می آید، ریا کار بار می آید. چون دچار جهل است متصّف به صفت عجب و حتی کبر می شود، غرور او را می گیرد. چون متصف به صفت جهل است غیبت می کند، دروغ می زند، حالا یا اوصافی در شخص براساس جهل او ریشه می دواند و یا براساس آن صفات و افعال و آثاری از شخص بروز می کند که این افعال و آثار و اعمال در مقابل آن چه را که کرامت انسانی است به عنوان یک اوصاف پست و اوصاف رذیله محسوب می شود . باز هم می توان این سیاهه را طولانی تر کرد. حتی می اتوان در هر رذیله ای جای پای جهل را دید. طرف دیگر قصه اما آگاهی است. دانایی است. روشنایی است. به دیگر عبارت، آنهایی که به فضایل اخلاقی متصف می شوند سرّش این است که در درونشان از جهل بیرون می آیند و همان مقداری که به صفات حسنه و نیکو اتصاف پیدا می کنند به همان مقدار می بینی که در درونشان به حقیقت علم می رسند. اتفاقا این مسیر با ذات انسان همراستا و همداستان است چه آدمی ا از نظر فطري خواهان كمال و رشد در تمام مراتب نفس است. انسان در مقام انتخاب و اراده چاره اي جز هماهنگي با فطرت خود ندارد. لكن صفات كمال در هر مرتبه اي مطابق با ساختار وجودي همان مرتبه است، هر چند صفات در هر مرتبه اثرش را در مراتب ديگر مي گذارد و به عبارت ديگر تاثير متقابل در يكديگر دارند. این جاست که باید به خود تکانی داد. غبار ها که فروریزد، جهل که فروپاشد، در روشنای حقیقت می توان راه صد ساله را یک شبه پیمود. آنان که چنین می کنند اول جامه زنگار گرفته و سنگین جهل را از تن به در می کنند، جامه معرفت و آگاهی که به تن کردند، سبک به سمت افق گام برمی دارند و به سرعت نور راه می پیمایند. ب / شماره 5517 / سه شنبه / 30 بهمن 1403 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031130.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن ۱۴۰۳ساعت 12:34  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|