هم نتیجه تجربه است و هم رهاورد علم که پیشرفت همه جانبه کشور مستلزم نقش آفرینی حداکثری نیروی انسانی جوان در عرصه های مختلف آن است. جمعیتِ بیش از ۲۱ میلیون جوان (افراد ۱۸ تا ۳۵ ساله)، می تواند چ فرصت های گران بهایی را بیافریند که زمان و زمین را برای ما به غنایی برساند که هیچ ظرفیتی ارزان رها نشود. این یک بایستگی است. یک ان شاالله پشت ش هست که باید به "ماشاالله " تبدیل شود بعد تحقق اما...این اما تلخ است چون طبق بررسی ها، سطح ایفای نقش جوانان حداقل در برخی از ابعاد مهم پیشرفت همچون اقتصاد و نهاد خانواده مطلوب ارزیابی نمی شود. پس نمی توان انتظار نتایج مطلوب داشت. باید تکانی به خود مان بدهیم. باید طبق برنامه ظرفیت جوانان را فعال کنیم. معجزه این جا روی می دهد. در شکافت توان هسته های جوان. غفلت کنیم نه تنها گامی به پیش برنخواهیم داشت که از امروز هم عقب خواهیم رفت. نمی خواهم به قرار فراموش شده سند چشم انداز 1404 بپردازم. فکر می کنم همه ما در برابر کلمات آن سند و آرزوهایی که در حرف به حرف آن جاری است، شرمنده شویم. بسیار شرمنده. قرار بود ما در سال 1404، جایگاهی چنین داشته باشیم؛" دست‌یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقهٔ آسیای جنوب غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) با تأکید بر جنبش نرم‌افزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل." اما آیا چنین است؟ با سال 1404 کمتر از دو ماه فاصله داریم اما با آنچه در سند چشم انداز هست، هزاران فرسنگ. حتی در حوزه جوانان مان هم فاصله بسیار است. جوان تا به استقلال نرسد، تا خود محور یک حرکت نباشد، تا خانواده ای به او تکیه ندهند، به ضرورت فعال سازی ظرفیت و استعداد و توان خود نخواهد رسید. باید راه را برای این مهم هموار کنیم. تاخیر در این مهم، نه تنها تاخیر در پیشرفت را به دنبال دارد که می تواند به تولید خطرات متعدد هم بیانجامد. اگر بتوانیم استقلال آنان را با تشکیل خانواده رسمیت دهیم، به شکوفایی توانش هم می توانیم امید داشته باشیم والا....در بر همین پاشنه خواهد چرخید.

ب / شماره 5517 / سه شنبه / 30 بهمن 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031130.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن ۱۴۰۳ساعت 12:33  توسط غلامرضا بنی اسدی  |