کلیپ‌های این روزها را نگاه می کنم. پلاکاردها و پارچه نوشته‌ها را می خوانم، در کنار فراوان پیام های حال خوب کن که می‌گیرم، برخی‌ها هم با برون ریختنِ درونیات خود، حال به هم زن می شوند. واقعا کوزه وجود برخی‌ها از چه زهری پُر شده است. زهری که اگر- خدای نکرده- میان یک ملت تقسیم شود همه را هلاک نکند، دست‌کم به بستر بیماری می اندازد.

من کلمه و کلام را آلوده گفتار ناصواب‌شان نمی‌کنم. حیف می دانم قلم به چیزی فرسوده شود که در جانِ برخی بدگوها و بدخواه‌‌ها جوان است. فقط این را می گویم آنچه بر زبان می‌آورند یا بر کاغذ می نویسند، شرح حال خودشان است. فکر می‌کنم افراد را نه از آنچه دیگران درباره‌شان می گویند که از گفته‌های آنان درباره‌ی دیگران باید شناخت. آن که زبان به بدگویی دارد، خود را معرفی می‌کند. آن که بد دیگران را هوار می‌کشد، هوای نفس خود را نشان می دهد. انقلاب را اینان اگر زخم نزنند – که فراوان می زنند – مرهم زخمی هم نخواهند بود.

بدتر از اینان کسانی هستند که نفس به نفس این گروه‌های کوچک و پر سر و صدا می‌دهند. کسانی که کلمات برخاسته از هوای نفس را به عرش و روحیه الهی نسبت می‌دهند. آدم‌های پر اما و اگری که یادشان می‌رود وقتی با انگشت اشاره دیگران را نشان می‌دهند، چهار انگشت، خودشان را نشان می‌کند.

نمی‌خواهند – انگار – شرایط را بفهمند. سختی روزگار و شدائدی که تهدید می کند را فهم نمی‌کنند. رفتارشان حتی اگر بپذیریم ۱۸۰ درجه با دشمن در نیت متفاوت باشد اما در عمل یکی است. تخریب وحدت ملی، ایجاد گُسل میانِ ملت است آن هم در زمانه‌ای که حریف از یک منفذ هم نمی‌گذرد.

این حاشیه‌های حاشیه‌آفرین را اگر چاره نکنیم، می‌تواند متن را به شرایطی برساند که هزار عاقل هم نتوانند سنگِ انداخته‌ی اینان را از چاه درآورند. زودتر باید تدبیر کرد. غضنفرها بیشتر از مارادونا خطر ایجاد می کنند. از بازی بیرون گذاشتن اینان به نفع تیم ماست حتی اگر ده نفره شویم.

انصاف نیوز / پنجشنبه 25 بهمن 1403

https://ensafnews.com/577326/

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۳ساعت 12:19  توسط غلامرضا بنی اسدی  |