انقلاب، با کلیدواژه خدمت خود را تعریف می‌کرد. امامِ انقلاب هم از جمله پرشمارترین و موثر‌ترین کلمات دایره واژگانیش همین بود؛ خدمت! جز این هم شانی برای حاکمیت قائل نبود. با همین نگاه، کارگزاران حکومتی را مخاطب قرار می‌داد که: "شما خودتان را حاکم مردم ندانید، شما خودتان را خدمتگزار مردم بدانید. این پیش خدا ثوابش بیشتر از این است که خودتان را [رئیس] حکومت بدانید. حکومت هم همان خدمتگزار[ی] است." والاترین شان برای حاکمیت هم همین است. خدمت به مردم است که بندگی خدا هم معنا می‌شود. خدمت به مردم است که اصل 56 قانون اساسی جمهوری اسلامی را معنایی عملی می‌بخشد. چه این مردمند که بر سرنوشت و مقدرات کشور خود امیرند. کارگزاران حکومتی مستخدم مردمند که باید با درنظر داشت منافع و مصالح ملک و ملت، امور را تدبیر کنند. اربابی شانی است که قانون به مردم بخشیده است نه مسئولان. خدمتگذاری را وظیفه آنان نوشته است. این کلامِ روشنِ امام خمینی(ره) است که: "من خدمتگزار ملت ایران هستم. من خدمتگزار جوانان ایران هستم. من خدمتگزار بانوان ایران هستم." خودی و غیر خودی هم نکرده است امام. حتی دین و مذهب را هم خط کش نکرده تا پیروان غیر اسلام را از شمار "مخدومانِ" حاکمیت بیرون براند: "همه در خدمت ملت هستند؛ دولت در خدمت ملت است؛ ما همه در خدمت ملت هستیم."

این نگاه است که حرمت می‌آورد. راز عزت مسئولان هم در باور و عمل خدمتگزاری شان است. بنیانگذار انقلاب تاکید دارند بر این واقعیت توام با حقیقت که "حکومت‌ها باید خدمتگزار ملت‌ها باشند؛ چنانچه در اسلام این سیره بود که حکومت در خدمت مردم بود."

حالا با این کلیدواژه باید قفلِ امروز را گشود و رصد کرد که چقدر با منطق و منهج امام روح‌الله همراستا و همداستانیم. آیا مسئولان- به واقع و نه در شعار- خود را خادم مردم می‌دانند یا خیر؟ آیا اسکورت و دورباش و کورباش‌ها و حجاب‌ها و حاجب‌های دیوار شده امر را چنان بر آنان مشتبه کرده است که خُلق اربابی بگیرند و آن را به خوی خودبرتربینی تبدیل کنند؟ من جلوی این علامت ها-ی سوال- جواب نمی‌گذارم. هرکس با مطالعه و رصد احوال وکیل و وزیر می‌تواند پاسخ خد را بیابد. اما چندان احساس خدمتگذار بودن را در نگاه و سیره و رفتار آقایان نمی‌بینم. متاسفانه خود ما هم بدان دامن می‌زنیم. نوع رفتار ما، تملق کاسبانِ چاپلوسی، سنگ را تحت تاثیر قرار می‌دهد. مسئولان هم مثل ما انسانند و فرعون خفته دارند. بیدار که بشود مثل دیو تنوره می‌کشد و آن می‌شود که نباید. من اگر صدایم به جایی می‌رسید می‌گفتم حتی در مکاتبات اداری هم به جای عناوین پر طمطراق، بنویسند "خدمتگذار فلانی" حتی دکتر و مهندس و حجت‌الاسلام را هم منع می‌کردم که پیشنویسِ نام شان باشد چه رسد به عناوینی چون "مقام عالی وزارت / معاونت / نماینده / و...." خدمتگذار هم آنان را به تکاپوی بیشتر می‌آورد و هم شان مردم را چنان که باید تعریف می‌کند. پس گفته‌های انقلابی امام را سرمشق کند هرکه خود را انقلابی می‌داند. خدمت کند هرکس که می‌خواهد خدا از او خشنود باشد.

جمهوری اسلامی / شماره 13022 / پنجشنبه 18 بهمن 1403 / صفحه 3 / خبر

https://jepress.ir/?newsid=347118

https://jepress.ir/archive/pdf/1403/11/18/3.pdf

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن ۱۴۰۳ساعت 11:41  توسط غلامرضا بنی اسدی  |