|
ما با صدام هم مذاکره کرده ایم. یادمان که نرفته؟! با کسی که مسبب شهادت 240 هزارنفر از بهترین فرزندان وطن بود. در سپهر تصمیم گیری نظام، با اقتدار کار را جلوبردیم. هیچ کس هم نگفت با قاتلِ چمران و کاوه و باکری و همت و خرازی و.... مذاکره نمی کنیم. منطق حکمرانیِ ما اول بر منطق و کلام و حکمت استوار است. مشت کردن دست ها برای روزی است که دستِ باز جواب ندهد. ثابت کرده ایم که مشتِ ما هم فولادشکن است. از آن اگر چه استقبال نمی کنیم اما ترسی هم نداریم. هم آن بر و بازوی قوی هست و هم زبان به منطق گویا و به ادی حجت، توانا. "نامذاکره" و "ناگفتگو" راه کج کسانی است که به منطق، حجت قوی ندارند نه ما که به پشتوانه هویت ملی و فرهنگ بلند دینی، صاحب ید بیظا هستیم. دولت های جمهوری اسلامی هم به عنوان نماد ملت و انقلاب در این مسیر گام های بلندی برداشته اند. اگر اصحاب قیل و قال مانع نمی شدند، اگر سنگ در مسیرِ گفتگو را بر دولت شهید رئیسی نمی گذاشتند، دکتر باقری کنی، مسیر را چنان پیش می برد که امروز گرفتار اما و اگر نباشیم. باید این جماعت را یا به راه آورد و یا راهی تازه از کنار اینان باز کرد و الا به دیوار هایی برمی خوریم که دست زدن به آن همان را در پی می آورد که رئیس جمهور چند بار گفته است؛" هر کجا هم که می خواهیم دست بزنیم. می گویند دست نزن. صدا در میآید. خب چی کار کنیم تا مشکل حل شود؟" صدا هم از همین جماعت کم تعداد اما پر هیاهو برمی خیزد. انگار همه جا بساط شان را راهبندان اصلاح کرده اند که چون بخواهند دولت ها کاری کنند، اینان منافع خود را در خطر می بینند و نمی گذارند. تعداد شان کم اما صدای شان به هزار ادعا بلند است. اگر باورشان به انقلاب و ولایت، صادق بود، کوچه می دادند تا دولتِ برآمده از رای مردم و تنفیذ مقام ولایت، کار خود را بکند. اگر نقدی عیارمند داشتند، بیان می کردند. اگر توان مضاعفی داشتند صادقانه به میدان می آوردند تا کمک حال باشد. در روزهای سخت تر از جنگ، همه هرچه دارند را خالصانه به میدان می آورند نه این که با نگاه خالص سازی برای خود، دیگر توان ها را هم ناتوان کنند. برای انقلاب، برای ایران، برای احترام خون شهدا همه کنار هم باشیم. ب / شماره 5497 / پنجشنبه / 4 بهمن 1403 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031104.pdf
+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن ۱۴۰۳ساعت 11:26  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|