مومن، تیغ اش در نیام است. صلح طلب و مصالحه جوست. تاریخ گواه است که هیچ کدام از معصومین(علیهم صلوات الله) آغاز به جنگ نداشته اند حتی در برابر دشمنی که ناجوانمردی را از حد گذرانده است. همیشه تیر اول را لشکر محارب انداخته است. اهل بیت اما تا می شد از جنگ پرهیز داشته اند. پذیرش مصالحه هم منطق امامت است چنان که در نامه امام علی(ع) به مالک اشتر نیز چنین به آن تصریح شده است که:"... اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روی برمتاب که خشنودی خدای در آن نهفته است. صلح سبب بر آسودن سپاهیانت شود و تو را از غم و رنج برهاند و کشورت را امنیت بخشد." اما این حکم پیوستی هوشیارکننده هم دارد؛"... ولی، پس از پیمان صلح، از دشمن برحذر باش و نیک برحذر باش. زیرا دشمن، چه بسا نزدیکی کند تا تو را به غفلت فرو گیرد. پس دوراندیشی را از دست منه و حسن ظن را به یک سو نه." یعنی ما در عین صلح طلبی و مصالحه باید هوشیار باشیم. شاید با آنان دست بدهیم اما بعد انگشت های خود را می شماریم. باید چنین باشیم تا مکر آنان کرامت مان را زخم نزند. ما در عین هوشیاری حداکثری به عهد خویش پایبندیم. این منطق علوی است که در همین نامه به کلام در آمده است؛"... و اگر میان خود و دشمنت پیمان دوستی بستی و امانش دادی به عهد خویش وفا کن و امانی را که داده ای، نیک، رعایت نمای. در برابر پیمانی که بسته ای و امانی که داده ای خود را سپر ساز، زیرا هیچ یک از واجبات خداوندی که مردم با وجود اختلاف در آرا و عقاید، در آن همداستان و همرای هستند، بزرگ تر از وفای به عهد و پیمان نیست. حتی مشرکان هم وفای به عهد را در میان خود لازم می شمردند، زیرا عواقب ناگوار غدر و پیمان شکنی را دریافته بودند. پس در آنچه بر عهده گرفته ای، خیانت مکن و پیمانت را مشکن و خصمت را به پیمان مفریب. زیرا تنها نادانان شقی در برابر خدای تعالی، دلیری کنند." امام پیمان شکنی و پای گذاشتن روی عهد را دلیری بر خداوند می خوانند که" نادانان شقی" بدان دست می یازند. فکر می کنم، آنچه شرط بلاغ است در کلام امام بیان شده است. امروز هم کسانی که بخواهند پند گیرند و ملال از دل بزدایند، با خواندن این نامه بدان خواهند رسید.

ب / شماره 5493 / یکشنبه / 30 دی 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031030.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی ۱۴۰۳ساعت 13:21  توسط غلامرضا بنی اسدی  |