|
کسی که امکانِ حراست از امنیتِ خانه خود نداشته باشد، آیا می توان امنیت یک شهر را از او انتظار داشت؟ فکر می کنم جواب قریب به اتفاق مردم این باشد که خیر! نمی شود. امکاناتِ اولیه، نه شرط که پیشرطِ داشتن امنیت حداقلی است. چون فراهم شد می توان کوشش ها را چنان سامان داد که هر روز بر توسعه و تعمیق آن افزوده شود تا به امنیت حداکثری برسیم. این 71 کلمه را از حوزه امنیت وام گرفتم تا در حوزه رسانه خرج کنم. رسانه که نقش آن در تولید و نگهداشت و تعمیق امنیت نیز پررنگ و احترام برانگیز است. رسانه اگر جایگاه خود را به دست نیاورد، نمی توان توقع داشت که در احقاق حق و رساندن دیگر ان به جایگاه بایسته، موفق عمل کند. پیشنیاز نقش آفرینی شایسته و بایسته، به رسمیت شناختن جایگاه صاحب قدر برای رسانه است. براین اساس اگر از حقوق اهالی رسانه می گوییم یا کلمات پیغام آور شرایط فعالان این حوزه می شوند، فقط برای خودشان نیست بلکه ناظر به ایجاد توانایی برای نقش آفرینی سزامند است. البته غنای طبع اصحاب رسانه و صاحب قلمان چنان بوده و هست که با کفشِ پاره، برای چند مدرسه، کفش نو تهیه کرده اند. خود مستاجر مانده اند اما تلاش شان به صاحب خانه شده فراوانی از مردم انجامیده است. در عین گرفتاری به بیماری، دغدغه بهبود اوضاع بیماران آنان را به تکاپو واداشته است. امتحانِ جوانمردی و استغنا را با نمره خوب قبول شده اند اصحاب کلمه و کلام. با این همه خوب است که مسئولانِ محترم هم با واقعیت های حیات رسانه ها و رسانه نگاران به ویژه مطبوعات بیشتر آشنا شوند. ما وقتی بدانیم استاندار به عنوان نماینده عالی دولت، ما را می فهمد و شرایط مان را می داند، با توان مظاعف قلم خواهیم زد. این که در اول مطلب از حوزه امنیت قرض گرفتیم یک وجه اش این است که همه را به فقر شدیدِ امنیت شغلی در این حوزه پر مخاطره توجه دهیم. حقوق ها از حداقل هم گاه حداقلی تر می شود به ویژه برای خبرنگاران حق التالیفی. چنان که از "بخور- نمیر" هم گاه چند قدم آنسوتر است؛" پیدا کردی بخور" واقعیتی است که به احترام قلم ناشکافته بماند بهتر است. موسسات رسانه ای هم گرفتار گرانی کاغذ و ملزومات و...، با عشق و تعصب سرپایند. دست شان باز نیست که از زندگی خبرنگاران همه گره ها را چنان باز کنند که دوباره بسته نشود. همین است که قوی ترین خبرنگار – که می تواند سرمایه رسانه ای منطقه باشد- به محض یافتن روزنه ای برای اشتغال در جایی دیگر، قلم را نبوسیده کنار می گذارد و می رود. اگر بررسی شود خواهیم دید که ورودی و خروجی رسانه در حوزه فعالان چقدر حال آدم را خراب می کند. این درحالی است که همه توقع دارند از هر کلمه ای که از گلوی قلم بر کاغذ می نشیند، درخت امید برخیزد. ما هم باور داریم باید امید پراکند. باید بذرِ خوشی در ضمیر و ذهن مردمان کاشت اما وقتی حال قلم این است آیا دل و دست می توانند کاشت دیگری داشته باشند؟ سخن چون به درد است به درازا نکشد بهتر است. پس کوتاه می کنیم نوشته را به این که رسانه را و رسانه نگاران را دریابید. این هزینه نیست که سرمایه گذاری برای پیشرفت و امنیت و تعالی اخلاق و اعتلای زیست اجتماعی و.... است. به ویژه که منطقه محروم و مرزی است. رسانه می تواند کاری کند که نیاز به رفتار های پرهزینه و سخت نباشد. شما آقای استاندار رسانه را خوب می شناسید. کارکرد های رکن چهارم دموکراسی در ساحت های مختلف می دانید. طبق شناخت خود برای توسعه نقش آفرینی سازنده رسانه عمل کنید.
ب / شماره 5485 / چهارشنبه / 19 دی 1403 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14031019.pdf
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی ۱۴۰۳ساعت 12:1  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|