|
سياه و سفيد(۲۱۲)
نگاهش تيز نبود، آرامش در نگاهش موج مي زد، وقتي با او چشم در چشم مي شدي هيچ گاه احساس عذاب نمي کردي. تيزي در نگاهش نبود که جانت را زخم زند هرچه بود آرامش بود. دريايي در نگاهش داشت که هم نشان آرامش او بود و هم توي بي قرار را به قرار مي آورد. اين ها جملاتي بود که درباره شهيد هادي شعباني مي شنيدم و اين که زبانش، کليد احترام بود و جويبار زلال ترين کلمات. کسي به خاطر ندارد از او کلامي جز به حرمت و احترام شنيده باشد. حتي وقتي کسي با او بد برخورد مي کرد، بد حرف مي زد، بد عمل مي کرد اما پاسخ هادي، خوبي بود و خوبي بود و خوبي. اصلا سنت اهل ايمان همين است؛ خوبي کردن حتي در برابر بدترين رفتارها. يعني ما در مقابل بدي حق مقابله به مثل نداريم. مومن خير است خوبي است و نمي تواند بدي کند بلکه حتي با دشمن هم مروت مي ورزد. چنان که شهيد هادي شعباني از دلاوران اطلاعات و عمليات لشکر ۲۱ امام رضا (ع) چنين بود. او از مرداني بود که از آن ها گفتن دشوار است. سخت است به اندازه نگاه کردن به خورشيد و چه کسي مي تواند بيش از چند لحظه به خورشيد نگاه کند؟! آن چه از شهيد مي توان گفت به همين اندازه است. اينان زندگي نوراني داشتند، سفيد سفيد، و حالا ما ساکنان رويه سياه سکه زندگي چگونه از آنان بگوييم؟ يکي از همرزمانش مي گفت: هادي نه براي تعلل در واجبات بلکه براي لحظه اي غفلت از انجام مستحبات خودش را جريمه مي کرد، مثلا يک روز که از غواصي برگشته بود و نتوانسته بود پس از نماز صبح زيارت عاشورا بخواند، خودش را جريمه مي کرد. او اهل ذکر بود، ذکر مدام. يکي از همرزمانش روايت مي کرد وقتي براي گشت و شناسايي به دل خاکريز عراقي ها مي زديم او ما را هم به ذکر و توسل دعوت مي کرد و ... يکي از فرازهاي بلند زندگي خانوادگي شهيد شعباني، قصه اوست و دخترش. دختري که مادرش را هرگز نديد، چون مادر مهربانش هنگام تولد او به ديدار خدا رفت و هادي ماند و دخترش. اما او بايد مي رفت، جبهه او را مي خواند، پس با همه عشقي که به دخترش داشت، او را به خدا سپرد، مادربزرگش متولي بزرگ کردن دختر شد و شعباني، پي عاشورا به جبهه رفت و به کاروان امام حسين(ع) پيوست. خداوند نيز امانت داري را به ما آموخت تا اين دختر نام پدر را زنده نگه دارد... کاش امروز از هادي مي آموختيم، اين ايمان را، اين اعتقاد را، کاش به خدا بسپاريم خويش را و اهل خويش را تا ما را از دالان هاي تنگ وسوسه هاي شيطان نجات دهد، کاش روح شهدا در زندگي ما جاري شود آن وقت در خانه بهشت را تجربه خواهيم کرد. کاش ... خراسان - مورخ یکشنبه 1389/03/30 شماره انتشار 17579/صفحه۸/خانواده و سلامت
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام خرداد ۱۳۸۹ساعت 12:25  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|