|
گاهی گمان می کنیم، دارندگی است که دهندگی را اقتضا می کند. می پنداریم باید پهلوی چرب و جیب پر پول است که انفاق را تحقق می بخشد اما چنین نیست. به فرموده استاد صفائی حائری، " انفاق، نه به ثروت، كه به توانايى ما بستگى دارد. جايى كه برادر من توان قرض ندارد و اعتبار ندارد، من كه توانايى دارم و اعتبارش را دارم، به قرضكردن سزاوارترم. " باید که قرض کنم و همان را در اختیار برادرِ مومنم بگذارم تا گره از کارش باز شود. او را که اعتبار نیست، قوتی هم در بازو نخواهد ماند تا دست به طلب قرض دراز کند. چنین هم بشود دستش خالی برخواهد گشت. مردم کاسه را جایی می فرستند که قدح باز آید. پس کسی که در نگاه مردم چنین است بهتر می تواند مشکل را حل کند. کسی که در باور خلق چنین توانی ندارد" با اين قرض، كمرش مىشكند و فكرش مشغول مىشود؛ اما من كه وسيعتر و قوىترم، نه كمرم مىشكند و نه فكرم مشغول مىشود، حداكثر از آبرويم مايه بگذارم." بله یک نفر باید اعتبار بگذارد تا اعتبار ریالی بگیرد. یکی باید از آبروی خود بگذرد تا آبروی دیگر و عزتش باقی بماند. آبروی آدمی اگر خرج آبرومندی دیگران نشود به هیچ نمی ارزد. زمانی ارزشمند می شود آبرو که ارزش افزوده برای دیگران ایجاد کند. به گفته پر تامل استاد، " مگر آبرو را براى چه مىخواهم؟ آبرويى كه كارى را از پيش نبرد و گرهاى نگشايد، نبودنش بهتر. " حکایت آبرو ، قصه همان سر است و همان ضرب المثل که؛" سر که نه در پای عزیزان بود، بار گرانی است کشیدن به دوش" آبرویی هم که آب را به سوی عطش زده ای باز نکند، باری است سنگین که دوش را هم خسته می کند. در ادامه بحث استاد خواندنی حکایتی است به این عبارت؛ يكى از بزرگان از ثروتمندى ارادتمند، بيش از يك ميليون تومان قرض گرفته بود و به بيچارهها رسانده بود. هنگام احتضار آن بزرگمرد، اين ثروتمند در بالينش نشسته بود و به كار خود فكر مىكرد كه با اينهمه پول، چه خواهم كرد و چه خواهند كرد. در اين فكر بود كه اشكهاى آن بزرگ او را به خود آورد. پرسيد: چرا ناراحت هستيد؟ چرا اشك مىريزيد؟ بزرگمرد، آرام، با زبانى كه مرگ رفتهرفته رمقش را مىگرفت، گفت: اكنون من بر حق وارد مىشوم و او از نعمتهايى كه به من داده، بازخواست خواهد كرد. اگر از من بپرسد، تو اعتبار داشتى كه دو ميليون قرض بگيرى و اين پولى بود كه آنها مىدادند و صدمه نمىخوردند و آخرسر هم مىتوانستند با ما حساب كنند، من چه جواب بدهم؟ ثروتمند به خود آمد كه اين مرد از اعتبارش مسئول است و من از دارايىام مسئول نيستم؟! بله، یک نفر پول دارد و مسولیت دارد و دیگری اعتبار دارد پیس حتما مسئولیت خواهد داشت. همراه شدن این دو دارندگی است که جامعه را به سمت برازندگی می برد. سخاوت در مال و آبرو، سعادت می آورد.... ب / شماره 5467 / سه شنبه / 27 آذر 1403 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030926.pdf
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۳ساعت 13:55  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|