حمایت از محور مقاومت یک چیز است و پاسخ مردانگی را با جوانمردی دادن هم یک چیز پر احترام دیگر. نگاه کلان ما به سوریه چنین بود. هم مقاومت را تقویت می کردیم و هم پاسخ همراهی سوریه در جنگ تحمیلی را می دادیم که مثل مرد در کنار ما ایستاد. به گمانم بیشتر مردم ایران این همراهی را می پسندیدند اما حالا که قصه عوض شده است، برخی از مردم مثل کسانی شده اند که پول های شان را در فلان صندوق و موسسه گذاشته اند. حال امروز شان مثل زمانی است که خبر ورشکستگی آن موسسه را دریافت می کنند. می روند و شعب را بسته می بینند. به هر حال از اموال مشاع ما ایرانی ها، آنجا هزینه شده است. نمی گویم فلان مبلغ. این که عدد را مجهول می نویسیم هم به این خاطر است که مبلغ هزینه کرد، شفاف و دلار شمار نیست. آنچه می خوانیم و می شنویم از افراد مختلف، با هم اختلاف فاحش دارد. با این همه به کسانی که علامت سئوال از نگاه و کلام شان می تراود باید حق داد. تفاوت نگاه، تفاوت سئوال هم در پی دارد. به این گونگی و پرسش های پیامد باید احترام گذاشت و با روشنگری اعتماد آفرینی کرد. همیشه مردم حق دارند از هر چیزی بپرسند. مسئولان هم تا جایی که به امنیت ملی آسیب نرسد موظف به پاسخ گویی و تنویر افکارند. هم در باره کشور هایی که در آن هزینه کردیم و می کنیم و هم درباره سرنوشتِ غرامت جنگ تحمیلی عراق را هر روز بازپرسیم. حق مشاع همه ایرانیان است. پس پرسش از سرنوشت آن را هم باید برای همه ایرانیان قائل باشیم. حتی حق داریم بپرسیم از این هزینهکردها چه عایدی داشته ایم؟ مگر بذر بر سنگلاخ می افشانیم که هیچگاه به برداشت نمی رسد. ما علاوه بر کاشت، برای داشت هم هزینه می کنیم اما هیچگاه به برداشت نمی رسیم. سود بازار کشور هایی که با پول ما امن شده است را دیگران می برند. حتی کسانی که خود عامل ناامنی آن دیار بودند! در مجامع بین المللی هم نجات یافتگان دست و همت ما، علیه ما رای می دهند. امضای شان پای بیانیه هایی است که علیه ما نوشته و گاه حتی تمامیت ارضی ما را هم تهدید می کند. چرایی ماجرا را دستگاه عریض و طویل دیپلماسی ما در ادوار مختلف باید پاسخ دهد. چرا بدی در جواب خوبی، نسبت به ما به قاعده تبدیل شده است؟ موضع گیری کشور های مختلف در مجامع بین المللی را بازبخوانیم، هه چیز دست مان می آید. نکاتی از این دست پرسش هایی است که از عالم تا عامی از نخبگان تا ما مردم عادی کوچه و خیابان داریم. جواب روشن، هم ذهن را روشن و هم دل را آرام می کند. ما به مسئولان نظام اعتماد داریم. این پرسش ها هم از همان جنسِ "لیطمئن قلبی" است که حضرت ابراهیم(ع) به حضرت پروردگار گفت. با اطمینان قلبی محکم تر می شود ایستاد.

ب / شماره 5463 / چهارشنبه / 21 آذر 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030921.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۳ساعت 12:13  توسط غلامرضا بنی اسدی  |