حواس مان به گفته ها باید باشد. مهمتر از آن حتما باید حواس ها به "ناگفته ها" هم بیشتر باشد. به ویژه در حوزه دانشجو و دانشگاه. نمی خواهم به مسائل داخلی بپردازم بلکه حرف در باره موضوعی است که نگاه رئیس جمهور را هم جلب کرده است. همان که دیروز در دانشگاه شریف، کلمه شد تا به تعجب از زبان دکتر مسعود پزشکیان شنیده شود؛ او با اشاره به اعتراضات دانشجویی در دانشگاه های آمریکا و برخی از دیگر کشورها نسبت به کشتار مردم بی دفاع در غزه و لبنان توسط صهیونیست ها، گفت:" برای من خیلی مساله بود که در موضوع فلسطین و جریان‌هایی که در آمریکا و اروپا علیه بی‌عدالتی و کشتاری که آنجا وجود داشت فریاد دانشجویان در دانشگاه‌ها بلند بود اما در دانشگاه‌های ما آنطور که باید اعتراض کنند، نمی‌کردند درحالی که وقتی در یک جایی یک عده آدمکش و کسانی که دم از حقوق بشر و انسانیت و آزادی می‌زنند، زن و بچه و پیر و جوان را بمباران می‌کنند، باید نسبت به آن اعتراض کرد." اما صدایی که باید را نشنیدیم. چرایی دارد این مسئله که حتما باید متولیان امر با حساسیت حداکثری به آن بپردازند. واقعا باید فکر کنیم به این که گره ماجرا کجاست؟ چرا در ایران که همه رسانه هایش، همه تریبون هایش، 24 ساعته در باره غزه و شهدایش، رژیم صهیونیستی و جنایت هایش فعال است اما دانشجویانش فعالیت چندانی نداشتند و ندارند؟ حتما صدها اما و اگر در پس ماجراست. حتما باید بازپرسیده و جواب گفته شود. گمان می کنم بخشی از جواب را نه در غزه و لبنان که دقیقا در ایران باید جست. در نوع برخورد با دانشجو و دانشگاه. حتی در نوع کارکرد رسانه های ما و الا هم مردم و با حساسیت افزون تر، دانشجویان ما هم در حق طلبی هویتی ساختار یافته دارند و هم در مهربانی و مواسات، شرح کلام سعدی اند. چو عضوی به درد آورد روزگار، ایرانی ها بیش از همگان دچار بی قراری می شوند. ما باید علت این رفتار را در خودمان بخوانیم و بررسی کنیم تا دانشجوی ایرانی باز هم طلایه دار حق یاری و قیام علیه ظلم و اشغال باشد. ان شاالله

ب / شماره 5460 / یکشنبه / 18 آذر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030918.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر ۱۴۰۳ساعت 12:42  توسط غلامرضا بنی اسدی  |