|
سياه و سفيد(۲۰۶)
هرچه درجه حيا پايين بيايد، آمار زشت کرداري افزايش خواهد يافت. ارتکاب بداخلاقي ها و پلشت رفتاري ها آسان تر و روزگار جامعه و انسان سياه تر خواهد شد. پس اگر مي خواهيم بداخلاقي ها، پلشت کرداري ها و زشت رفتاري ها کاهش پيدا کند و حجاب و حجب براساس معيارهاي ديني و اسلامي شکل بگيرد، بايد درجه حيا در جامعه را افزايش دهيم.«حيا» که در جان آدمي ملکه شود خود به خود از ارتکاب زشتي ها تقواپيشه خواهد کرد. اگر مي بينيم امروز، دروغ براي برخي ها، حتي برخي آدم هاي مهم آسان شده است، اگر در گوشه و کنار خيابان گاه شاهد عرضه نفرت انگيز جنسيت و جسميت و تجارت پلشت سکس هستيم، از آن روست که حيا زخم خورده است و الا اگر حيا سلامت خود را بازيابد مطمئن مي توان بود که ديگر چشم ها از زشتي پر نخواهد شد، پس در بحث تربيت و مهارت زندگي کردن هم بايد به حيا به عنوان يکي از مباحث کليدي نگاه کرد. استاد بزرگوار اخلاق حضرت آيت ا...شيخ مجتبي تهراني، با عنايت به اين مسئله بين «تربيت » و «پرده داري» و «حيا» رابطه اي مستقيم مي بينند پس بايد مراقب بود و با تقويت استعداد حيا به توسعه و تعميق تربيت کمک کرد. چه تربيت يک امر دفعي نيست و قرار هم نيست معجزه شود که به يک باره از سنگي خارا، گوهر شب چراغ ساخته شود بلکه دست هنرمند سنگ تراش و صبوري و تلاش او لازم است تا سنگ را چنان بتراشد که مطلوب مقصد باشد. آيت ا...تهراني مي فرمايند: تربيت تدريجي الحصول است و دفعي الحصول نيست. يعني چه؟ معناي آن اين است که انسان با تکرار صالح مي شود. بايد تکرار بشود تا شخص فاسد بشود. چه در رابطه با آموزش هاي ديداري، چه گفتاري و چه رفتاري با يک دفعه تربيت نمي شود. لذا مي گوييم تربيت تدريجي الحصول است، دفعي الحصول نيست. من اين را در باب«حال» و «ملکه و خصلت» عرض کردم که فرق بين اين ها چيست؟ حال: حالت و کاري است که انسان يک دفعه انجام مي دهد. فرض کنيد من- در بعد ديداري- يک نگاهي کنم، در يک لحظه عکس برداري کنم؛ اين حال است. اما اگر اين در من بماند، ثبت و ضبط شود به طوري که فراموش نکنم، اين ملکه و خصلت است که با يک بار هم حاصل نمي شود. شما هم چيزي را بخواهي حفظ کني، با يک بار حفظ نمي شوي. وقتي تکرار شد به صورت ملکه در مي آيد. اول حال است ، يک چيزي روي روح مي آيد و نقشي مي گذارد. اما چه وقت عمق پيدا مي کند و به صورت روش در مي آيد که در من اثر مي گذارد؟ آن موقعي است که به صورت ملکه در بيايد. ملکه چگونه پيدا مي شود؟ با تکرار. مدام بيايد، مکرر شود؛ هرچه بيشتر شود، عمق آن هم بيشتر مي شود!ايشان پس از تاکيد بر بحث ملکه شدن اخلاقيات در رفتار انسان باز اشارتي لطيف به بحث تربيت خردسالان که در واقع مردان فرداي جامعه هستند دارند و مي فرمايند. اگر در نظرتان باشد نسبت به بچه اين را گفتيم که کودک اين گونه است که اولا اين خزانه ذهن او، اتاق بايگاني او، خالي است و در حافظه اش چيزي ندارد، تو مي آيي مدام، به او نقش مي دهي و در آن جا مطلب مي گذاري. ثانيا چون هيچ چيز ندارد، زود مي گيرد. هم سريع مي گيرد و هم عميق. اما من و تو اين قدر واردات ذهنيه داريم که هرچه مي آيد، حواسمان پرت مي شود. اما او اين گونه نيست. لذا در اين جا، تربيت براي او به تدريج به صورت يک ملکه مي شود و روش مي شود . آن وقت فرق بين کساني که ملکه يک کاري در آن ها هست با کسي که ملکه آن کار را ندارد، اين است که آن کسي که ملکه دارد، خيلي با سهولت آن کار را انجام مي دهد و برايش فشار ندارد؛ اما آن کسي که ملکه اش را ندارد، کار برايش همراه با فشار است. وقتي در فرزند حالت خوبي ملکه بشود، هنگامي که او به کاري مخالف و ضد آن برخورد کند، جبهه گيري مي کند. خود او جبهه گيري مي کند. چون تو به او روش دادي و اين ملکه اش شده است. به اين آساني کار بد انجام نمي دهد، جبهه گيري هم مي کند. در باب صلاح اين گونه است، فساد آن هم همين طور است. اگر- نعوذبا...- روش فاسدي به او بدهي، به آساني عمل مي کند. خراسان - مورخ یکشنبه 1389/03/23 شماره انتشار 17573/صفحه۸/خانواده و سلامت
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۸۹ساعت 11:39  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|