|
گاه حریف را اشتباه می گیریم و خود گرفتار تله این اشتباه می شویم. اگر هم خود به این دام نیفتاده باشیم، فراوان آدم هایی را می شناسیم که در این دام، دمار از زندگی شان در آمده است. بنده خدایی می گفت که فلانی در باره من چه گفته است و حالا من چه جوابی بدهم؟ گفتم: هیچ! جواب آن فرد نباید بیش از هیچ باشد. تو با شان و جایگاهی که داری، هر جوابی بدهی او برنده است. دیگری را هم دیدم که گرفتار هماوردی با کسی شده بود که جز شکستن شان برایش چیزی نداشت. گفتمش حکایت شیر و شغال را بخوان و بعد تصمیم بگیر با چون اویی که ذهنت را گرفتار کرده است چه جوری مواجه شوی. گفت کدام حکایت؟ برایش خواندم؛" روزی، شغالی به شير گفت: بیا با هم مبارزه ڪنیم. شير نپذيرفت. شغال گفت: اگر نپذیری، نزد شغالان خواهم گفت شير از من میهراسد. شير گفت: سرزنش شغالان را خوشتر دارم از اينڪه شيران مرا مسخره ڪنند ڪه با شغالی مبارزه ڪردم. " حالا حکایت توست. می خواهی که عقلا مذمت ات کنند که خود را در اندازه آن فرد پایین آورده ای با او مقابله کن. دوستی هم در آن میان اضافه کرد که مگر رونالدو می آید با من و تو مسابقه فوتبال بدهد که تو می خواهی خود را در تراز فلانی تعریف کنی؟ هرکس را عیاری است و متر و معیاری. خودش نباید در شکستن آن همت کند چه درست گفته اند که" گاهی وقت ها مشاجره با یڪ احمق، آدمی را هم احمق جلوه می دهد." مردم می گویند اگر همسنگ او نبود، در پله ترازویی نمی نشست که کفه دیگرش را چون اویی اشغال کرده است. باید حرمت خود را نگه داریم و دهان به دهان نشویم با کسانی که چاک و بست ندارد دهان شان کلمات را نباید حرام کسانی بکنیم که سخیف بودن را برگزیده اند. حراست از خویش همیشه با جواب نیست گاهی پاسخ ندادن بهترین جواب است. مگر نه این که گفته اند؛" جواب ابلهان خاموشی است"؟ باور کنیم چنین است. ب / شماره 5446 / چهارشنبه / 30 آبان 1403 / صفحه 4
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان ۱۴۰۳ساعت 13:41  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|