|
حالِ جامعه خوب نیست. این را وقتی بیشتر و بیشتر و بیشتر حس کردم که شنیدم، خرج پیش بینی نشده پیش آمد کارم به مشکل خورد.... این کلمات که از زبان مرد بر می خیزد، فکر می کنم چه می تواند باشد این خرج خارج از حساب، خرابی خانه... خودرو... .؟ وقتی گمانه های ذهنم را شنید، گفت هیچکدام را ندارد نه خانه نه خودرو.... هشتصد هزارتومانی که برای کشیدن دندانش داده شده خرج محاسبه نشده ای بود که ذهنش را چنان به هم ریخته بود که کلماتش هم در هم ریخته ادا می شد. فکر نمی کردم برای یک نفر، هزینه ای چنین بشود خرج محاسبه نشده که گره به کارش اندازد اما وقتی شنیدم بانویی خود سرپرست از گران شدن 25 درصدی قیمت نان شکوه داشت فهمیدم روزگار برخی از مردم چگونه است. آن بانو می گفت مگر قرار نبود به قیمت نان دست نزنند؟ پس این گرانی چه بود دیگر؟ از دیگری هم شنیدم که قبلا می توانستیم هندوانه ای بخریم اما دست ما ازخرید میوه مستضعفان هم کوتاه شده است. نمی خواهم بگویم بسیاری از مردم گرفتار شرایطی چنین اند اما اندک هم اگر باشد آمار مردمانی چنین، باز هم زیاد است. نباید در کشوری مثل ایران کسانی باشند که در ابتدائیات زندگی با چالش های سخت مواجه باشند اما هستند. اما- متاسفانه- کم هم نیستند. دولت محترم و تصمیم گیران کشور و متولیان حکمرانی حتما به این مسائل توجه داشته باشند. خیلی بیشتر از پیش. با دستاورد سازی، دست کسی به موفقیت بالا نمی رود. دستِ بالا برای کسانی است که نتایج کارشان به دستاورد های عینی و عملی و به قول معروف "علی الارض" تبدیل شود. برای این هم باید بیشتر و بیشتر و بیشتر ب فکر و برنامه ریزی کرد. البته بیشتر و بیشتر و بیشتر کار کرد. فقط با برنامه ریزی هوشمند و کار هدفمند می توان گره ها را باز کرد. به دیگر عبارت، اگر از دستاورد سازی روی زمین اثری نباشد، هزار کاغذ هم که سیاه کنیم، سفیدی به روی مان نخواهد افشاند. تا وقتی هشت مردم به گروی نه شان باشد، از موفقیت حرف زدن شوخی با کلمات و آمار هاست. موفقیت باید در زندگی مردم نمود عینی داشته باشد. در زندگی همه مردم.
ب / شماره 5444 / دوشنبه / 28 آبان 1403 / صفحه 3 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030828.pdf
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۳ساعت 11:23  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|