|
«داستان انسان» اسم جذابی است، به ویژه وقتی با تصویر حجت الاسلام آقاسیدمحمود دعایی یک جانشین شده باشد. تیتر و تصویر به هم می آید. اسم نویسنده هم که عطاءا... مهاجرانی باشد، این پالس را می دهد که با اثری متفاوت روبه رو هستیم، هم به لحاظ قلم و هم زاویه نگاه و شخصیت خوانی. قلم سیال و سحرآمیز مهاجرانی یک حال خوش به آدم «عطا» می کند. نام سیدمحمود دعایی هم به این عطا ضریب معرفت می دهد. قصه که نه، حکایت این کتاب حکمت خوانی از زندگی آقاسیدمحمود دعایی است، روحانی و سیاست مرد متخلقی که شرح اسم خود بود. دکتر مهاجرانی، در این کتاب، مخاطب را با «انسان» آشنا می کند، کسی که تعلیم یافته بود تا معنای تمام معرفت باشد. در این اثر، با یک شخصیت انقلابی و روحانی روبه رو می شویم که فقط زبان به گفت احادیث نمی گشاید، تنها کلام نبی را نقل نمی کند، بلکه «زیست پیامبرانه» است که از او چهره ای متفاوت می سازد. او حدیث را زندگی می کند و آیت را به رفتار درمی آورد. انقلابی گری را در جذب حداکثری پی می گیرد. در فرازوفرودهای پرشمارِ این کتاب، می بینیم که یک بانو نقش اول را دارد، مادری که، در نهایت فقر، پسرش را در اوج استغنا پروریده است، و می خوانیم که او، در شش دوره ای که نماینده مجلس شورای اسلامی، و ۴۲ سالی که مدیر مؤسسه «اطلاعات» بود، ریالی دریافت نکرد. آیا نباید دعایی را شب و روز بخوانیم که نسل چون اویی را فراوان کند؟ «داستان انسان» را بخوانیم تا بدانیم در عصر آهن هم می شود آدم بود. شهرآرا / شماره 4360 / پنجشنبه 24 آبان 1403 / صفحه 10 / فرهنگ و ادبیات https://shahraranews.ir/fa/publication/content/15703/414394 https://shahraranews.ir/files/fa/publication/pages/1403/8/23/15703_146007.pdf
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۳ساعت 11:40  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|