|
آدم با خود همیشه چالش دارد. همه ما این بگومگوی مدام را تجربه کرده ایم. همین الان هم در حال تجربه آن هستیم. بیش از همه، میان ذهن و قلب آدمی این اما و اگر ها اتفاق می افتد. اگردانسته طرفِ درست ماجرا بایستیم، کارها بهتر خواهد شد اما اگر جای ایستادن ما طرف نادرست باشد، دیگر امور هم تحت تاثیر این نادرستی قرار خواهد گرفت. بنده خدایی با تجزیه این دو به یک تحلیلِ یگانه رسید که می تواند جای درست ایستادن را نشان دهد؛ اگر بین قلب و ذهنت جنگ و جدالی در گرفت، فراموش نکن همیشه حق با قلب توست. او دلیل امر را هم چنین توضیح می دهد که ذهن توسط جامعه بنا میشود. ذهنیت ها، حاصل تعلیم و تربیت جامعه است. جامعه، ساختار اذهان را به میل خودش شکل میدهد. پس نمی توان ذهن، هدیه زندگی و همراستا با فطرت دانست. این سکه اما روی دیگری هم دارد؛ قلب! نه به معنای صنوبری قرار گرفته در جسم بلکه به عنوان نهادِ نا آرامِ جان. به همین خاطر است که می گویند، قلب، دست نخورده و بِکر است. هدیه آفرینش است. از ازل پاک بوده و تا ابد، پاک و پاکیزه خواهد ماند. به همین خاطر است که خداوند علی اعلا هم آدرس خویش را در قلب های پاک، اعلام می کند. لذاست که انسانهایی از جنس خدا باوری مانند مادر و معلم بیش از آنکه از مغزشان استفاده کنند از قلبشان بهره می جویند و آدم هایی که محصول قلب این دو هستند بدل به انسانی تمام قد می شوند. قلب هم راه را به درستی نشان می دهد چون صاحب خانه ای حکیم و علیم و خبیر و بصیر و هادی دارد. امام صادق، علیه السلام، می فرماید:"القلبُ حَرَمُ اللّه ِ ، فلا تُسْكِنْ حَرَمَ اللّه ِ غَيرَ اللّه؛ دل حرم خداست، پس، جز خدا را در حرم خدا مَنِشان!" پس حواس مان به قلب و آرام هایی که می دهد باشد. نگذاریم ذهنیت های برساخته دیگران، زمام امور را به دست گیرد. قلب را فرمان بریم. بسنجیم و با حساب و کتاب گفتار و رفتارمان را تنظیم کنیم. این مومنانه تر و سعادت آفرین است. ب / شماره 5437 / یکشنبه / 20 آبان 1403 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030820.pdf
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان ۱۴۰۳ساعت 11:48  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|