برخی کارها هست که به ذات یک حرفه است. یک شغل است. یک صنعت است برای تولید درآمد برای زندگی اما برخی کارها هست که نباید به آن عنوان شغل داد. این اگر چه قابل احترام است اما نمی تواند عظمت کار را نمایانگر باشد. پرستاری از این جنس است؛ شغل نیست هرچند در شمار مشاغل جایگاهی رفیع برایش قائل باشیم. پرستاری عشق است که تا از آن سرشارنباشی، نمی توانی در کار موفق باشی حتی اگر بالاترین آموزش ها را هم دیده باشی. پرستاری، مادرانه و خواهرانه زیستن است با دلی که دریا فقط یک گوشه آن به حساب آید. پرستاری نگاهش مثل آسمان باید ستاره داشته باشد تا بتواند در نگاه مضطرب بیمار، امید را بارور کند. کسی می تواند هوای دمای بدن انسان ها را داشته باشد که یاد گرفته باشد هوای دمای دل شان را هم داشته باشد. می داند و می دانیم همه مان که بدن را اعضایی است که چون به حادثه بشکند، به تیمارداری بهبود می یابد. دل اگر -خدای نکرده- بشکند می شود همان که صائبِ تبریزی می گوید؛" شیشه ی بشکسته را پیوند کردن مشکل است" خیلی مشکل است که بتوان دل شکسته را بازساخت و ذهنیت آوارشده را دوباره ترمیم کرد. باید سفید پوش به معنای واقعی کلمه پرستار باشد تا اساسا دلی نشکند. این هنر پرستاری است که هم دل را نگهبان می شود و هم در به سلامت رساندن بدن می کوشد. زیست پرستاری باید باشد. نگاهی مهربان و آرامش بخش، دستانی گرم و انرژی بخش تا بیمار از بستر برخیزد. برخاستنِ دوباره را قیمتی است فراوان که از بیماری رهیده می داند. همین هم کادر درمان و پرستار را در نگاه ها عزتی روز افزون می بخشد. همین باعث می شود تا هرجا حرف پرستار به میان می آید مردم هم همان جایی بایستند که طرف پرستار است. وقتی بخث حقوق پیش می آید اگر چه همه درگیر به گروی نه رفتن هشت مان هستیم اما می گوئیم شان پرستار با ارتقای حقوقی باید حفظ شود. ما پرستاران را سربازان نظام سلامت می دانیم. هرکدام که جلای وطن کنند یک سنگر خالی می ماند. برای همین هم مسئولان را هشدار می دهیم که باید با هوشیاری از سرمایه سلامت خود مراقبت کنیم. حواس مان باشد که کشور های همسایه در آرزوی تبدیل شدن به مرکز سلامت منطقه چراغ های سبز خود را به سمت ایران تنظیم کرده اند. پیغام و پسغام می فرستند برای کادر درمان ما. اگر به فوریت و با اعتلای جایگاه مسئله را به جواب نرسانیم شاید فردا دیر باشد.امروز را و پرستار را و کادر درمان را دریابیم قبل از این که در کشور های همسایه توسط کسانی درمان و تیمارداری شویم که فارسی حرف می زنند!

ب / شماره 5435 / پنجشنبه / 17 آبان 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030817.pdf

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان ۱۴۰۳ساعت 11:50  توسط غلامرضا بنی اسدی  |