|
خیلی سخت می گیریم. هم بر خود و هم بر دیگران. همه دیگرانی که در دایره تصمیم و رفتار ما قرار دارند. فکر می کنیم باید متمایز باشیم تا ممتاز شمرده شویم حال آن که امتیاز ها حاصلِ زیبا زیستن است نه متمایز زندگی کردن. با نیکی در حق دیگران است که می توان امتیاز جمع کرد نه با غیریت سازی هایی که ریشه در غرور دارد. من این سنجه زنی را خیلی پسندیدم که بنده خدایی سنجیده و به کلمه تبیین کرده بود که زیاد حواس مان صرف غیریت سازی مان نشود چه؛" در ۴۰ سالگی افراد با تحصیلات کم و زیاد مثل هم اند حتی افراد با تحصیلات کمتر پول بیشتری در می آورند." یک ده سال دیگر هم که از سر بگذرانیم،" در ۵۰ سالگی زشت و زیبا مثل هم اند چون توی این سن چروک ها و لک هاي تیره چهره همه را یک جور نقاشی می کند." واقعا هم همین طور است. به اطراف خود دقت کنیم. زیبایی که در جوانی فاصله ها می انداخت بین قیافه آدم ها در میانسالی همه چیز را نزدیک به هم می بیند." در ۶۰ سالگی- اما- مقام بالا و پایین مثل هم اند چون بعد بازنشستگی حتی یه پادو هم از نگاه کردن به رییسش اجتناب می کند." رو در رو هم که بشوند، آن فاصله سابق وجود ندارد که یکی رئیس باشد و دیگری مرئوس که جبر روابط اداری رفتارها را تنظیم کند." در ٧٠ سالگی خونهی بزرگ و کوچک مثل هم اند." چون توان تکاپو از میان رفته است. نمی شود به این سو و آن سو رفت." در ٨٠ سالگی پول داشتن و نداشتن مثل هم اند." چون اگر هم اراده ای برای خرج پول باشد و خوردن و پوشیدن، بیماری ها اجازه خوردن نمی دهد و قامت کمان شده اجازه پوشیدن. در ٩٠ سالگی خواب و بیداری مثل هم اند . برای اهل بستر چه فرق می کند چشم باز باشد یا بسته؟ بله زندگی همین است. برای همه هم همین است منتها کسانی امتیاز می گیرند و ممتاز می شوند که زمان را درست زندگی کنند. بکوشیم تقویم عمر را جوری رقم زنیم که هر لحظه اش ارزش افزوده برای ما ایجاد کند. مومنانه زندگی کردن جز درست و زیبا زیستن معنایی ندارد. ب / شماره 5418 / شنبه 28 مهر 1403 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030728.pdf
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۳ساعت 11:36  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|