من هميشه دچار آن شعري هستم درباره پدري که حسرت مي کشد و او را توان رنگين کردن سفره خانواده نيست. بچه ها منتظرند اما اين انتظار به نتيجه نمي رسد و يک روز، صداي مردي در کوچه  مي پيچد که: دوره گردم کهنه قالي مي خرم/ دست دوم، جنس عالي مي خرم/ کاسه و ظرف سفالي مي خرم/ گرنداري، کوزه خالي مي خرم/ اشک در چشمان بابا حلقه بست/ عاقبت آهي زد و بغضش شکست...

خواهرم با روسري بيرون دويد/ گفت: آقا! سفره خالي مي خريد؟ و دخترک شتابان دنبال مرد مي رود که هي آقا! سفره خالي مي خريد؟ با اين شعر بارها چشمانم به باران نشسته است، خيلي هاي ديگر هم همين طور است احوالشان و خدا کند به همت مردانه مسئولان، کوچه ها پر از آ واز شادي شود و سفره ها به عدالت چيده و سفره هاي فزون خواهي برخي ها برچيده شود. بگذريم، قصه بالاتر رفتن قيمت سيب زميني از سيب درختي را همه مي دانيم. چند شهروند هم در تماس با «سياه و سفيد» خواهان قلمي کردن بحثي در اين باره بودند و مي گفتند ديگر سيب زميني هم سفره ما فقرا را تحويل نمي گيرد و...

بگذریم که امروز روزگار خوشی ندارند برخی مردم اما نمی توان گذشت که وظیفه خبرنگار آينه گرداني در برابر مسئولاناست تا ببينند و بر نقاط قوت بيفزايند و براي تبديل نقاط ضعف به نقاط قوت برنامه ريزي کنند. بله، امروز قيمت سيب زميني، آسماني و قدرت خريد مشتريان اين محصول غذايي که از قضا اقشار کم درآمد هستند باز هم کمتر شده است، حال آن که در آستانه هدفمندسازي يارانه ها شايسته بود بيش از پيش مراقب روزگار اقشار آسيب پذير جامعه يا بنا به ادبيات انقلابي، مستضعفان باشيم، نه اين که غفلت کنيم تا به ازاي سفره هايي که خالي تر مي شود، برخي جيب ها فربه شود. مردم توقع دارند که مسئولان با برنامه ريزي و همت مضاعف، اجازه ندهند شوک هاي قيمتي به شوک هاي رواني تبديل شود و به آرامش جامعه آسيب برساند، بلکه وقتي قرار است يک جراحي عميق اقتصادي- اجتماعي انجام شود بايد همان گونه که براي بيمار قبل از عمل آرامش سازي مي شود، براي جامعه هم آرامش سازي شود، نه اين که امروز سيب زميني آرامش بخشي از جامعه را بر هم زند و فردا يک کالاي ديگر. اين هم پذيرفتني نيست که مسئولان مثلا بي خبر هستند چه در روزگار باران خبر و رسانا شدن رسانه ها، اين نپذيرفتني است. اگر هم مي دانند و کاري نمي کنند باز هم نمي شود اين بي عملي را پذيرفت از کساني که جز خدمت بي منت به مردم و فراهم سازي امکان رشد و تعالي مردم وظيفه و شأني ندارند. پس مردم حق دارند از مسئولان سوال کنند و اين سوال را تا مرحله مطالبه پيش ببرند که چرا کاري نمي کنيد؟ اگر قرار باشد قيمت سيب زميني اين باشد، فردا قيمت پياز و پس فردا قيمت کالاي ديگري افزايش يابد زندگي روز به روز بر مردم و مخصوصا مستضعفان که بيشترين هزينه را براي انقلاب و حفظ نظام پرداخته اند سخت تر خواهد شد، حال آن که حکومت وظيفه دارد امکان زيست و زندگي سالم و مومنانه را براي همه فراهم کند، پس به مسئولان بايد بيدارباش داد که کاري بکنند!

خراسان رضوي - مورخ سه‌شنبه 1389/03/04 شماره انتشار 17558/صفحه اول
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم خرداد ۱۳۸۹ساعت 12:18  توسط غلامرضا بنی اسدی  |