گاه یک جمله با کلماتِ کم، کامل می شود و نقطه پایان می گیرد. در همین کلماتِ کم هم فراوان محتوا منتقل می کند. این البته یک هنر است که بیشترین پیام را در کوتاه ترین جمله منتقل کرد. هنرمند اند آنان که اقتصاد کلام را چنان رعایت می کنند که نمی شود کلمه ای متن شان را قلم گرفت. زندگی نیز همین است؛ برخی ها در همان عمر کوتاه شان چنان اثرآفرینی می کنند. که به جای طول عمرشان، نگاه آدمی به عرض زندگی متوجه می شود. بسیاری هم با خوانش زندگی هایی از این دست می گویند عرض زندگی مهمتر از طول زندگی است. مهم نیست چقدر عمر می کنی. مهم این است که با لحظات عمر که تجدید ناپذیر ترین سرمایه انسانی است، چگونه رفتار می کنیم. آیا توان غنی سازی لحظه ها را داریم یا بطالت مثل تندباد در دفتر زندگی ما می پیچد و همه چیز را با خود می برد؟ فراوانیم-متاسفانه- که در این صف، می ایستیم. حواس مان هم نیست که چه چیز را به بهای ازدست دادن چه چیزی به دست می آوریم. گاه ندانسته یا نخواسته، کاری می کنیم که قیمتی ترین داشته مان را با هیچ معاوضه می کنیم. هیچِ هیچ! توجه داشته باشیم که در همین کلمات کم، که روزهای کوتاه عمر است، جوری زندگی کنیم که هزینه ابدیت خود را به دست آوریم. ما نسبت به امروز خود مسئولیم. فردا هنوز نیامده است و دیروز هم مثل برگه تقویم، از نظر ها دور شده است. می ماند امروز که اگر آن را دریابیم، هم حسرت گذشته جبران می شود و هم بستر برای رشد و تعالی در فردا چنان فراهم می گردد که به امروز به عنوان یک روز راهبردی توجه و ارجاع شود. بکوشیم التزام مان را برای بهتر شدن زندگی همگان، همواره در یاد داشته باشیم. به زبان خودمانی؛ هوای هم را داشته باشیم. قرار زمین و آرامش زمینیان برای زمانی است که هوای یکدیگر را داشته باشیم. با هم که باشیم، توان ما هم افزا می شود. با هم به نیرویی می رسیم که هم بار برزمین مانده را برمی داریم و هم برای فردا تدبیر می کنیم. پس برای بهتر شدن زندگی خود و خانواده و جامعه، با هم بودن و برای هم بودن را تمرین کنیم.

ب / شماره 5400 / شنبه 7 مهر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030707.pdf

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر ۱۴۰۳ساعت 11:18  توسط غلامرضا بنی اسدی  |