سياه و سفيد(١٩٢)
«اين پسرهاي شبه دختر»، عنوان يک نوشته بود که در سياه و سفيد پنج شنبه گذشته به چاپ رسيد و نگاه انتقادي يک شهروند بود به پوشش و رفتار پسراني که انگار دخترانه زندگي را مشق مي کنند! اهل زير ابرو برداشتن هستند و زيورآلات به خود مي آويزند، آن نوشته بازتاب هايي داشت از جمله، يک جوان که دست به قلم شد براي نوشتن که اگر تلخي جريان  يافته در برخي کلماتش را برداريم، شيريني نقد را مضاعف مي کند من هم با بسياري از حرف هايش موافقم و با بسياري هم نه! به گفته هايش نقد دارم اما نقد او را هم به جريان گفت ها و گفتن هاي موجود وارد مي دانم او نوشته است من مطمئن نيستم تو خودت به همه اين حرف هايي که زده اي ايمان داري يا نه! همشهري!!!تا يادم مي آيد، (حالا فکر کن من هم جوانم ... تو را نمي دانم!) قرار بوده بجنگيم، شهيد بشويم... سرباز اين باشيم يا آن ... تا يادم مي آيد مرگ بر ديگران گفتيم و درود بر خودمان. مثلا هر که فلاني را قبول نداشته باشد بايد کلا برود و بميرد... و آن مذهب و حرف هاي مذهبي هم که گفتي! فکر نمي کني که براي زدن اين حرف ها خيلي دير باشد جناب خبرنگار!!!نه!نه!نه! يک وقت متعصبانه با حرف هاي من برخورد نکني و موضع نگيري که من! همين خواننده حرف هاي تو و امثال توام! ببين! من آدم مذهبي نبودم... اما به خيلي چيزها و آدم ها تا حدودي اعتقاد داشتم. حالا به ادعاي خودم اعتقاد نصف و نيمه! فرق که نمي کند... هر کسي يک جوري است.اما حالا... وقتي رفتار برخي ها را مي بينم وقتي گفتار برخي ها را مي شنوم بر همان اعتقاد نصف و نيمه ام مي ترسم. مي ترسم، توفان برخي رفتارهاي خرافي همان باقي مانده اعتقادي ام را هم ببرد. ببخشيد. ناراحت نشويد، به شما و هيچ کس ديگر هم برنخورد اما با رفتاري که بعضي ها دارند، با گفتار همان بعضي ها خواهيد بخشيد اگر گفته هايي از اين دست را نپذيرم که شماها مي نويسيد! يا آن ها مي گويند!... به نظر من مسائل خيلي مهم تر از زيرابرو برداشتن پسران وجود دارد که قلم خبرنگار بايد آن ها را بکاود و براي اصلاحش فرياد برآورد اما... وقتي قلم ها و قدم ها فقط به سوي چنين مسائلي تغيير مسير مي دهد، آن فسادهاي بزرگ تر فرصت رشد مي يابند، به مسئله مفاسد اقتصادي تا حالا چقدر در روزنامه شما و به قلم شما پرداخته شده است؟ به ديگر مفاسد چه طور؟ به هر حال شما خبرنگاريد و بايد جسارت داشته باشيد... اما بگذار يک مسئله را به شما و همه کساني که مثل شما فکر مي کنند بگويم، اگر روزي دشمن به اين خاک چپ نگاه کند، همين جوانان زيرابرو برداشته، همين ها که شما تحقيرشان مي کنيد و حتي توي سرشان مي زنيد، قد علم خواهند کرد و حتي باعث سرفرازي اين کشور خواهند شد. پس مراقب حرمت اين جوان ها هم باشيد لطفا!» اين شهروند، حرف هاي ديگري هم گفته است، نقدهاي ديگري هم به رفتار اجتماعي برخي سياست مداران دارد، اما، به همين بسنده مي کنيم انشاءا... ما را خواهد بخشيد اين شهروند... چون ما در «پيله تعصب نيستيم»، اما ... بگذريم به اميد روزي که همه افراد حتي اگر اعتقادي هم ندارند، هنجارهاي جامعه و قانون را رعايت کنند... باز هم بگذريم!
خراسان - مورخ دوشنبه 1389/03/03 شماره انتشار 17557/صفحه۸/خانواده و سلامت
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد ۱۳۸۹ساعت 11:53  توسط غلامرضا بنی اسدی  |