بارها و بارها گفته و نوشته ام که اگراز جنگ و دفاع مقدس سخن می‌گوییم، اگربر ضرورت بازگویی و تبیین آن واقعیت که تأکید می‌کنیم، نه به‌دلیل تقدیس جنگ است و نه حتی تجدید خاطرات آن روز‌ها -که بخش مهمی از صفحات کتاب زندگی ماست- بلکه برای فرهنگ سازی است. فرهنگی که نه فقط در جنگ که در این روزها نیز بیش از همیشه مورد نیاز ماست. هدفِ ما در گفتن از آن روز ها حتی فقط برای تعظیم حماسه‌سازان نیست، هرچند این هم دینی است که بر ذمه داریم. بایسته می‌دانیم گفتن از دفاع‌مقدس به‌خاطر شایستگی‌های بی‌نظیری است که در آن شکل گرفت و هنوز هم نظر حق‌بین را به خود جلب می‌کند. ما با گفتن از دفاع‌مقدس، سر احیای فرهنگی را داریم که زندگی را زیباتر می‌کند. می‌خواهیم به سنت‌هایی خود و جامعه را رجوع دهیم که رجعت به بهشت را در زمین معنا می‌دهند. ما از جنگ و جنگ‌افزار نمی‌گوییم، از دست بالا در جنگ و بزرگی پیروزی‌ها هم سخن نمی‌گوییم، هرچند این را هم برای امروز و فردای کشوری که می‌خواهد سرفراز باشد، لازم می‌دانیم. حرف روشن ما در این میان، تبیین واقعیت‌هایی است که نسل دفاع‌مقدس آن را زیسته‌اند؛ واقعیت‌هایی که اگر امروز هم سرمشق باشد برای ما، همه دفتر‌های زندگی ما از زیبایی سرشار خواهد شد. ما می‌خواهیم امروزمان ترجمه دیروز باشد. می‌خواهیم رسم زندگی برونسی و کاوه و باکری و بابایی و آبشناسان و منفردنیاکی و... درس امروز همه ما باشد. آرزویی که اگر محقق شود، به جامعه تراز ظهور نزدیک خواهیم شد. جامعه ای که هر کس در آن درست جایی باشد که سزای آن است. درست کاری بکند که باید. در جبهه رشحه هایی از این بایستگی را به روشنی می دیدیم. کسی به پارتی راهی باز نمی کرد. با سفارش، سفرش جور نمی شد. با خود بزرگ بینی به بزرگی و بزرگواری نمی رسید. در آن وادی که به حق دانشگاه بود. درس ها می شد خواند که زیستن آن کارها را سامان می داد. آنجه اگر چه دور بودیم از مرکز اما مرکز دل مان وقت شرعی اش به افق جماران بود. در برابر حرف امام و حتی اشارت هایش، چون و چرا نمی کردیم. حُکم آن بود که او می فرمود. ما در دایره قسمت، نقطه تسلیم و سلام و رضا را در لطافت فرمان امام می جستیم. سلامت را زندگی می کردیم. صداقت را نفس می کشیدیم. ما پیش روی خود باکری را داشتیم که عین صداقت بود. برونسی را داشتیم که ترجمه حلال اندیشی در قرن 14 شمرده می شد. حسین خرازی را داشتیم که با یک دست، علمداری می کرد. آبشناسان را داشتیم که شرح غیرت ایرانی بود. ما در جبهه به الگوهایی رسیدیم که اگر رسم زندگی شوند قطعا به سوی حیات طیبه خواهیم رفت. اینا با حلال اندیشی و حلال رفتاری، جایی برای ارتکاب حرام باز نمی گذاشتند. خالص بودند نه از این نوعی که اخیرا در میان سیاسیون مد شده است بلکه از جنس قرآنی گفته " عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ" با اینان بود که پیروزی را نیکو تجربه کردیم. اگر امروز هم دنبال سرفرازی هستیم راه همین است؛ به سیره شهدا برگردیم.

ب / شماره 5396 / دوشنبه 2 مهر 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030702.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر ۱۴۰۳ساعت 11:40  توسط غلامرضا بنی اسدی  |