اهل کلمه و کلام که باشی، به حرف های شنیده هم حساس می شوی چه رسد به کامات. چه رسد به جملات. چه رسد به شعر. ان هم شعری که نوحه می شود و هزاران نفر را به خویش دچار می کند. من حساس ام و با حساسیت می شنوم این را مداح می خواند و دیگران هم تکرار می کنند؛" حسن، حسین بود اگر یار داشت / اگر که عباسِ علمدار داشت" پر تکرار هم می خواند اما قطعا نمی داند چه می خواند و الا تامل می کرد در این گفته. دقیقا هم به احترامِ همان کسانی که برای امام حسن(ع) آرزوی بودنِ آنان را داشت. او انگار نمی داند که امام حسن، عباس علمدار را در کنار داشت. مهمتر از عباس(س)، حسین علیه السلام را هم در کنار خود داشت. از اولین روز تا آخرین روز. عباسی که در صفین، صف می درید از لشکر معاویه، در رکاب امام حسن(ع) بود. از اولین روز تا واپسین دم. در همه فراز و فرود ها هم همراه و ملازم حسن، علیه السلام، بودند به عنوان امام و خلیفه مسلمین. جنگ و صلح هم در این همراهی، خللی ایجاد نکرد. رای آن بود که حضرتِ مجتبی به عنوان حجت خدا و امام "مفترض الطاعه" بیان می کرد. دیگران اطاعت می کردند حتی امام حسین. این تعبیر دقیق و تحلیل راهگشای رهبر فرزانه انقلاب است در این باره که،" امام حسین(علیه‌السّلام)، جزو مدافعان ایده‌ی صلح امام حسن(ع) بود." حضرت آیت الله خامنه ای که از جمله کارشناس ترین افراد در باره آن برحه تاریخی هستند و با ترجمه کتاب صلح امام حسن یا قهرمانانه ترین نرمش تاریخ، به زوایای آن عصر واقف اند، در تبیین این گزاره خبری می فرمایند:" وقتی که در یک مجلس خصوصی، یکی از یاران نزدیک - از این پُرشورها و پُرحماسه‌ها - به امام مجتبی(علیه‌الصّلاةوالسّلام) اعتراضی کرد، امام حسین با او برخورد کردند: "فغمز الحسین فی وجه حجر؛ امام حسين عليه السّلام با گوشه چشم و به خشم به حجر بن عدى نگريست و او خاموش شد." ایشان تاکید می کند:" هیچ‌کس نمی تواند بگوید که اگر امام حسین به جای امام حسن بود، این صلح انجام نمی گرفت. نخیر، امام حسین با امام حسن بود و این صلح انجام گرفت و اگر امام حسن(علیه‌السّلام) هم نبود و امام حسین(علیه‌السّلام) تنها بود، در آن شرایط، باز هم همین کار انجام می گرفت و صلح می شد." این هم واقعیت تاریخی است و هم سرشار از حقیقت معرفتی است. آنچه همه باید بدانیم این است که اصل امامت و ولایت است نه شمشیر و جنگ. الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ إِمَامَانِ قَاما أَوْ قَعَدا کلام پیامبر خداست. به این نکته ظریف هم توجه داشته باشیم که حماسه را همیشه شمشیر ها رقم نمی زنند. گاه بلند ترین چکامه ها را باید در شکوه صلح هایی سرود که خداوند به " إِنَّا فَتَحۡنَا لَكَ فَتۡحࣰا مُّبِينࣰا" بر آن امضا گذاشته است. به هوش باشیم تا اصل و فرع جای همدیگر را نگیرند. حسن، حسین است و حسین هم حسن. نور واحد اند. راه را گم نکنیم. احساس باید ما را به مرحله متعالی تفکر برساند نه این که در راه درست اندیشیدن، راه بندان ایجاد کند. ضرورت ایمان و زیست مومنانه در همه زمان هم درست فهمیدن صلح امام حسن (ع) را اقتضا می کند. حکایت همان " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا " است. درست بخوانیم، درست بفهمیم و درست تحلیل کنیم. همین!

نیک رای / دوشنبه 12 شهریور 1403 / ساعت:20:00 / چ2ب

https://nikraay.ir/?p=8904

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۳ساعت 11:42  توسط غلامرضا بنی اسدی  |