راه را گم کرده ایم. همین ماها که نه تنها خود را مذهبی می دانیم که مذهب را شرح رفتار خویش می شماریم. مایی که قرار بود "ماموم" باشیم و رفتار خود را با امامی چون حضرت علی بن موسی الرضا(ع) تنظیم کنیم اما "مامون رفتار" شده ایم و برای خود، شان سرمشق بودن قائلیم. سلوک سیاسی- معرفتی ما چنین است حتی اگر ادعایمان چیز دیگری باشد. اگر نه این بود و اگر قرار بر اصلاح رفتار داشته باشیم در خواهیم یافت که رواداری، احترام، انصاف، مروت، تحبیب، تکریم و... جمله رفتار کرامت بخش در سلوک اجتماعی امام رضا، علیه السلام، برای انسان سرمشق می شود. ایشان نه تنها در برابر مومنان که در برابر همه انسان ها رفتاری سرشار از کرامت داشتند. مخالف را نه تنها به نفی و طرد، نمی راندند که از دیوار های شکل گرفته هم در باز می کردند تا حقیقت چون نور بر جان همگان بتابد. حتی در برابر ائمه کفر و پیشوایان باطل هم به مُّرحق و حقیقت رفتار می کردند. مناظرات امام کلاس درسِ حرمت گذاری و رواداری در باره مخالفان است. محالفانی که در برابر ایستاده و در مناظره صحنه آراسته اند تا منطق خود را در جایگاه برتر بنمایاننداما امام در مواجهه با آنان با براهین آشکار و بینان راهنما در نهایت مهر رفتار می کردند.به اخلاق گفت و گو التزام داشتند. ضمن پرهیز از هر گونه خودرأیی و کوچک کردن طرف مقابل یا سخیف شمردن منطق وی، در فرایند اخلاق مداری و صبر و بردباری، به روشنگری در خصوص معارف الهی پرداخته و شخص مقابل را در پذیرش یا عدم پذیرش آن، آزاد می گذاشتند. این رویکرد اخلاقی را در ترجمه شعری منسوب به امام می توان چنین فهم کرد که می فرمایند؛" اگر گرفتار جهالت کسی شوم که شخصیتش پایین تر از من است، نفس خویش را باز می دارم از اینکه با نادانی او به مقابله برخیزد و اگر در خردمندی، مانند من و شأنش مطابق من باشد، با حلم و بردباری رفتار می کنم و اگر در فضیلت و خِرد از او کمتر باشم، حقّ تقدم و فضل و برتری را به او می دهم و خودداری می نمایم." اما در واقع راه گفت و گو با همه را به ما می آموزد. چه کمتر از ما باشد و چه برابر و چه برتر. التزام به منطق گفت و گویی امام رضا(ع) راه را باز می کند. عکسِ این رفتار راه هم بسیار تجربه کرده ایم که نه تنها راه نمی گشاید که دیوارهای قطور قهر را چنان برپا می کند که هرگز فرو نمی ریزد.

در همین کشور خود ما و در مناظرات ارباب سیاست دیده ایم که چه بد فرجامی برای ملت رقم می زند نوع رفتارشان که نسبتی با منطق امامت ندارد. گاه حتی دیده ایم که "چه می گوید ها" در غبار" چگونه می گوید ها" گم می شود بی آن که امکان تامل در آن باقی بماند. امام نه تنها محترمانه رفتار می کردند که در مناظرات بر قدر متیقن ها و مولفه های مورد قبول طرف تاکید داشتند. با پیروان هر دین به منطق خودشان،کتاب خودشان، چنان گفت و گو می کردند که او به حقانیت امام می رسید. امام برای برجسته نمایی باطل او هرگز کلامی نمی گفتند. منطق امام رساندن همگان به حق بود نه شکست دادن شان. همین خُلق بود که خَلق را به حقیقت مشتاق می کرد. "محاسنِ کلامِ" امام چنین بود که راه را باز می کرد. امروز هم اگر بتوانیم خودمان "محاسن کلام" امام را زیست کنیم دیگران هم به زندگانیی چنین مشتاق خواهند شد اما....

جمهوری اسلامی / تلگرام / سه شنبه 13 شهریور 1403

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور ۱۴۰۳ساعت 11:35  توسط غلامرضا بنی اسدی  |