عمار یک واقعیت توام با حقیقت است. شعاری نیست که برخی ها را یا خود را به این نام بخوانیم. نمادی است همواره ایستاده در کنار حق. تعارف نیست، شاخص تعریف شده دارد. لباسی است که نمی شود برتن هرکس پوشید و عمارش خواند! تک است و تک سایز. پیامبر بزرگ الهی(ص) او را به این صفت تعریف فرموده است تا راه بر تحریف بسته شود. به همین دلیل است که وقتی عمار به صفین می آید، تردید، از دیده به دل شامیان می ریزد. شهادت او که تحقق عینی کلام نبوی است، می توانست در شام و شامیان زلزله ایجاد کند اگر عمرعاص، به خدعه، خط واقعه را جور دیگری تحریر نمی کرد. رسول خدا (ص) فرمودند:" يا عَمّارُ، تَقتُلُكَ الفِئَةُ الباغِيَةُ، وأنتَ إذ ذاكَ مَعَ الحَقِّ وَالحَقُّ مَعَكَ؛ ى عمّار! تو را گروهك متجاوز خواهند كشت و در آن هنگام، تو با حق هستى و حق با توست." صفین گواه این پیشگویی رسول اعظم(ص) بود اما در تقلبی آشکار گفتند او را کسی کشت که به میدان آورد! البته از عمر عاص جز این هم توقع نیست. خود او بهتر از همه می دانست این حقیقت را. خود او این روایت را برای دیگران خوانده بود اما زمانش که رسید، بر زمین باور مردم بذر تردید و تکذیب پاشید. بله، عمار یک حقیقت است. شاخص است. حضورش تعیین کننده حق است. به همین خاطر است که نامش جاودان است. این که برخی ها سرودخوانان خود را عمار بخوانند، جز تخفیفِ آن حقیقت متجلی نیست. حتما نادانسته بدان زبان می گشایند و الا آدم های پر از تناقض چون ما کجا می تواند نشان دهنده حق باشیم که خود را عمار بخوانیم؟! صدای به درد بلند شده مولا علی در فراق عمار و دیگر یاران هم به دلیل همین شلخص بودن به شخصیت حق محوری بود؛" أینَ إخوانِیَ الّذینَ رَکِبوا الطَّریق ، وَ مَضَوا عَلى الحَقّ؛ کجایند برادران من که راه حق را رفتند؟" و آنجا که به نام می خوانند؛" أین عمّار، أین ابن تیهان، أین ذُو الشهادتین؛ عمار کجاست؟ ابن تیهان کجاست؟ ذوالشهادتین کجاست؟" برای همین حق محوری است. به دنبال نظائر اینان گشتن هم با همین نگاه است؛" أین نُظرائُهم مِن إخوانِهمُ الذینَ تَعاقَدُوا عَلى المُنیة و أبْردَ بِرؤوسِهم إلى الفَجَرة؛ و کجایند امثال اینان که در راه حق با هم عهد بستند و سرهایشان را برای ستمگران فرستادند؟" بله، حق محوری و همراهی با حقیقت است که او را شاخص می کند. ما زمانی می توانیم دیگران را یا خود را به این نام بخوانیم که چنین شانی داشته باشیم. وقتی که مردم ما را به عنوان نماد حق بدانند و حضورمان در میدان تعیین کننده چنین حقیقتی باشد. اما آیا چنین است؟ آیا خودعمارپندارها مع الحق هستند که حق هم با آنان باشد؟ جواب تعیین کننده میزان صداقتِ داعیه داران است.

ب / شماره 5373 / چهارشنبه 24 مرداد 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030524.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۳ساعت 11:31  توسط غلامرضا بنی اسدی  |