می گویند یکی از مراجع عالیقدر فقید، می فرمودند هرکه از من غیبت کند، می بخشم و می گذرم الا اهل علم و مومنان. چرایی اش را که پرسیدند فرمود: دیگران فقط غیبت می کنند اما این جماعت اول آدم را فاسق و فاجر می کنند بعد جایز الغیبه و بعد غیبت می کنند. دقیق است این کلام و ظریف است این نگاه. این جماعت گاه افراد را واجب الغیبه هم می شمارند که الا و لابد حتما باید با آنان معامله ای چنین کرد! از خدا و خلق هم برای این رفتار طلبکار می شوند! اخیرا با افرادی چنین، قلم تو قلم شده ام. از جمله بنده خدایی که صاحب شان علمی و جایگاهی است که مومنان دارند، او سئوالی پرسیده بود در باره نامه شخصی که اخیرا به یکی از مقامات نوشته شده است. ضمن همین پرسش هم کلی او را تفسیق و تکفیر کرده بود. با اتهاماتی عجیب نواخته و سفره نشین شیطان و ارتزاق کننده از آن خوانده بود. به فامیلی که از آن گذشته و نام خانوادگی دیگری یافته ارجاع داده بود. جواب سئوالش را با احترام دادم. بعد به انتقاد از آن خوانشی که در کار کرده بود نوشتم وقتی ما نمی پسندیم دیگران فلان اهل علم را که فامیل خود را عوض کرده است، به نام فامیلی سابق بخوانند. اگر هم کسی خواند بر او هجوم می بریم، خوب نیست خود هم دیگران را چنان و به فامیلی بخوانیم که کمتر کسی از آن اطلاع دارد. نقد افکار افراد حق همه است اما به لقب دیگران را خواندن باطلی است که هیچگاه حق نمی شود. او اما با تعجب از این انتقاد، نوشت که " از فرهیخته ای مثل شما تعجب است که مقایسه نمایید دو نفری که وجه تمایزشان کفر و ایمان است!" بعد هم به قرآن استناد کرده بود که " آیا مومن و کافر یکسانند؟" دیدم اگر بگویم به چه حقی دیگران را کافر می دانید، جواب نداده شاید به تکفیر این قلم بپردازد، احتیاط کردم و نوشتم:" من در مورد کفر و ایمان آن دو نفر ننوشتم که بحث جدا گانه ای است. در باره خوانش افراد به فامیل سابق توسط جناب تان مسئله داشتم که به جواب نرسیدم. وقتی نمی پسندیم که دیگران فرد مورد احترامِ ما را به فامیلی که از آن گذشته، بخوانند، خود ما هم نباید در باره دیگری، هرکه باشد، رفتار و خوانشی چنین داشته باشیم....." او تند تر جواب داد که" شخص مرتد و کافر احترام ندارد تا بپسندم یا نپسندم دستور در روایات نسبت اینگونه افراد- که هم بی ادب و هم غیر منصف و هم حلقوم حلقوم شیطان است- احترام ندارد. قران کریم تصریح می فرماید فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم یعنی با دشمن و منافق مثل خودش رفتار کنید دیگر جای پسندیدن و نپسندیدن و وقت گذاشتن ندارد البته شما صاحب اختیارید...." دیگر ادامه ندادم چون پست به پست و نوشته به نوشته قلم او تندتر می شد. نقطه پایان گذاشتم بر این گفت و گوی قلمی اما یاد جمله طلایی آن مرجع فقید افتادم و به تکریم کلام دقیق اش فاتحه ای خواندم. برای خود و آن دوست هم استغفار کردم. خدا همه ما را در نگاه و خوانش دیگران اگر نه مروت، قوتِ مدارا بدهد. آمین!

ب / شماره 5366 / دوشنبه 15 مرداد 1403 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030515.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۳ساعت 12:40  توسط غلامرضا بنی اسدی  |