حکایت ها، تجربه هایی است که در کارگاه ذهن خردمندان به حمت غنی سازی شده است. کیمیاگران خردمند، از کلمات معمولی، کلید هایی بلکه شاه کلید هایی می سازند که قفل بسته ذهن را باز می کند هرچند زنگ زده باشد! حکیمان حرف خود را می زنند بی آن که کلمات نیش داشته باشد. بی آن که نیشتر در جان کسی زند. شیخ اجل سعدی شیرازی از جمله این حکیمان است که طرفه تذکر ها و نصیحت هایش را در این قالب، در ذهن مخاطب قاب می کند. او می نویسد:" بر بالین تربت یحیی پیغامبر علیه السلام معتکف بودم در جامع دمشق که یکی از ملوک عرب که به بی انصافی منسوب بود اتفاقاً به زیارت آمد و نماز و دعا کرد و حاجت خواست

درویش و غنی بنده این خاک درند / و آنان که غنی ترند محتاج ترند / آن گه مرا گفت از آن جا که همت درویشان است و صدق معاملت ایشان خاطری همراه من کنید که از دشمنی صعب اندیشناکم. گفتمش بر رعیت ضعیف رحمت کن تا از دشمن قوی زحمت نبینی." این هم راز سلام و سلامت است برای همه مردمان به هر دین و آئیین که باشند. سعدی، ادامه حکمت را نظمی شاعرانه و نسقی لطیف می دهد که؛

به بازوان توانا و قوت سر دست / خطاست پنجه مسکین ناتوان بشکست

نترسد آن که بر افتادگان نبخشاید / که گر ز پای در آید کسش نگیرد دست

هر آن که تخم بدی کشت و چشم نیکی داشت / دماغ بیهده پخت و خیال باطل بست

ز گوش پنبه برون آر و داد خلق بده / وگر تو می‌ندهی داد روز دادی هست

در آن روز هم حُکم در اختیار حاکم قادری است که داد می ستاند از جمله بیدادگران. آنقدر که ذرات هم در حساب می آیند. شیخ اجل بعد این تذکر درس آموز، مردمان را به هم مربوط می داند و می گوید:

بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی

چه آدمی به درد دیگران، هم دلش درد می گیرد به همراهی و هم سرش درد می گیرد برای گره گشایی. آنان که انسانیت غنی شده ای دارند، همواره چند دستمال در جیب دارند تا برای یاری دیگران به سری ببندند که درد نمی کند. مهم هم برای شان کم شدن درد دیگران است حتی اگر بر سر خودشان آوار شود. باری؛ ما به هم ربط داریم. باید هوای هم را داشته باشیم. خدایی که ما را بر یک پهنه خلق و سرنوشت مان را به هم گره زده است می خواهد ما برای هم باشیم. بمیریم تا دیگری تب نکند. دنیا با مردمانی چنین خیلی زیباتر است.....

ب / شماره 5360 / شنبه 6 مرداد 1403 / صفحه 4

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030506.pdf

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد ۱۴۰۳ساعت 11:26  توسط غلامرضا بنی اسدی  |