|
آدم اگر نتواند مراقب خود و داشته هایش باشد، نمی توان انتظار داشت در جامعه، نقشی نگهبان و برای مردمان جایگاهی امانت دارانه داشته باشد. شاید همین ابتدا به ذهن برسد که مگر می شود کسی مراقب خود نباشد؟ جواب، اما روشن است؛ بله! کم نیستند که زیاد هم هستند افرادی که به خودمراقبتی نمی رسند. اتفاقا به انحای مختلف، آجر از روی دیوار خود برمی دارند. گاه چنان پرشتاب چنین می کنند که سقف روی شان آوار می شود. قربانیان زبان خویش فراوان اند. اینجاست که کلام حضرت مولانا، بسیار پر معنا می شود که میگوید؛ در بیان این سه کم جنبان لبت از ذهاب و از ذهب وز مذهبت او تعلیم مان می کند که باید زبان را مدیریت کرد . این که کجاها رفت و آمد داریم و با چه کسانی می نشینیم و برمی خیزیم، به خودما مربوط است. نباید آن را آلبوم کرد و به چشم این و آن کشید. چقدر درآمد و دارایی داریم هم از همین جنس است. بسیاری از حسادت ها که به آتش افروخته، شبیه تر است به همین خاطر لهیب می کشد در زندگی آدم ها. و چه زندگی ها که خاکستر نشده است این "نارازداری" که در حق خویش روا می دارند آدم ها. مولوی می گوید " چه دیدگاهی داری؟" هم به خودت مربوط است. نباید آن را جار بزنی به ویژه در زمانی که آدم ها را به پنداشته ها و انگاشته ها شان می سنجند. ما در مذهب شیعه هم با مولفه ای به نام "تقیه" مواجه و بدان تربیت می یابیم که برخی اوقات باید پوشیده رفتاری داشت. این ستر، بیشتر از دیوارهای قطور می تواند آدمی را حفظ کند. به این مهم باید توجه داشت چه در جای دیگر شاهد تحریر این نگاه توسط مولوی حکیم هستیم که هشدار می دهد: ای برادر!موضعِ ناکِشته باش کاغذِ اِسپیدِ نابِنْوِشته باش او می خواهد هوشیاری عمومی را دامن بزند تا دامن مردمان از لهیب آتش در امان باشد. مراقب خود باشیم. دیگران را هم به خودمراقبتی توصیه کنیم..... ب / شماره 5358 / سه شنبه 2 مرداد 1403 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14030502.pdf
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد ۱۴۰۳ساعت 12:30  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|